رسانه 24
رسانه 24

کودکی در دنیای بزرگتر ها :: جستجو



43 . دنیای کوچک بعضی از آدم ها !

درخواست حذف اطلاعات

بعضی ها دنياي خیلی خیلی کوچیکی دارن !! دیدین . مثلا بعضی از این بعضی ها که دنياي کوچیکی دارن رو می دونین چطوری می تونین بشناسین . صفحه اینستاگرام اونا رو چک کنید . بالای صفحه پایین اسم خودشون سطح تحصیلات خودشون رو می نویسن . حالا اگه .. باشن و شاعر و نویسنده خیلی هم خوب اما طرف مثلا فوق لیسانس روانشناسی داره برداشته نوشته کارشناس ارشد روانشناسی یا هر رشته دیگه ای !! من خودم الان دارم جامعه شناسی می خونم فوق لیسانس اما با احترام به تمام .. انی که دارن فوق لیسانس می خونن باید بگم الان دیگه صرف ثبت نام .. قبولی صد در صد در آزمون کارشناسی ارشد رو داریم ( تو این چند سال اخیر )!! پس دارین چی میگین ! خودتون رو یه ذره وسیع کنید و دنياي خودتون رو بزرگتر کنید.به نظر من اینطور آدم ها دنیاهای کوچیکی دارن که زودتر از اون چیزی که فکرش رو می کنی غرق میشه .+ چه خوب بود با بالا رفتن سن آدم ها ،‌قدر ظرف وجو





١١. حرف دارم

درخواست حذف اطلاعات

خدایا شکرت چ همکارایی دارم من مااااه، دست و دلباز، باحال، کمک کار، مث یه بزرگتر کمک میکنن، سید جمع ک مث یه پدر منو راهنمایی میکنه، مسئول واحد ما هم ک عین یه برادر بزرگتر ، یه خانم هم هس ک عین یه آجی( البت بضی وختا یه کوچول خبیث میشه)    دیگه چیا میخاسم بگم





لطیفه

درخواست حذف اطلاعات

باشاخه گلی خوشحال می شود وبایک نگاه محبت آمیز سرزندهروز تولدش حالش را دگرگون می کند طوری که زمان دیگر مفهوم ندارد وشادی ارجح تر استمادر موهایش را می بافد و لباس های رنگارنگ به تنش می کندگاهی در باغ دنبال بروانه ها می رود یا کفشدوزک ها را به بازی می گیردنقاشی هایش را به همه نشان می دهد هرچند همه نقاشی ها یک منظره انداین دختر کوچک زیاد ذوق می کند و ناراحتیش را چال می کنددنيايش دنياي ابراز عاطفه هاستبزرگ که می شود ذوق های کودکي هنوز درونش می جوشدبزرگ که می شوددنياي رنگینش از دسترسش خارج می شوددختر یعنی زند زند همین بیخیالی های کوکانه است که بزرگتر ها زیاد جدی اش نمی گیرند





چه احساسی نسبت به شغل خود دارید؟ در کودکی دوست داشتید چه کاره بشوید؟

درخواست حذف اطلاعات

من در دوران کودکي ام دوست داشتم که وقتی بزرگتر شدم یک مکانیک حرفه ای بشوم ،برادر بزرگتر بنده یک کارگاه کوچک مکانیکی داشت و من دوران خوب کودکي ام را در این کارگاه گذراندم و علاقه من به این حرفه از اینجا شروع شد. من پس از اتمام دوران ابت تحصیل و گذراندن دوران متوسطه رشته اتومکانیک را انتخاب و با علاقه بسیار تا اخذ مدرک دیپلم ادامه دادم و سپس در همان کار گاه برادرم مشغول به کار شدم ،اما بعد گذراندن دوران خدمت سربازی وارد شغل جدیدی در سازمان فرهن و هنری شهرداری تهران شدم و هم اکنون در فرهنگسرای رضوان مشغول به کار هستم که الحمدلله ای این کارم هم راضی هستم چون در حوزه ایثار و شهادت فعالیت میکنم و افرادی که با آنان در اتباط هستم خانواده های و ایثار گرانند ،دیدار خانواده های ،ب ایی نمایشگاه و معرفی ،روایتگری در خصوص ،غبار روبی مزار و... از جمله برنامه های هستند که بنده در گ ار ی بهشت زهرا (س) و فر





برهان وجودی آنسلم

درخواست حذف اطلاعات

برهان وجوی سنت آنسلم اجمالاً اینگونه است که ما می توانیم موجودی که بزرگتر از آن قابل تصور نباشد را تصور کنیم. حال اگر موجودی باشد که بزرگتر از آن قابل تصور نباشد باید نه تنها در ذهن بلکه در خارج هم وجود داشته باشد( زیرا موجود بودن در ذهن و خارج بزرگتر از موجود بودن فقط در ذهن است) بنابراین اگر ما می توانیم موجودی که بزرگتر از آن قابل تصور نباشد را تصور کنیم پس چنین موجودی باید در خارج هم وجود داشته باشد.منبع: http://09127519906. .. /





هستی..

درخواست حذف اطلاعات

یک بامداد شش مرداد هزارسیصدونودوپنج،ازم اعتراف گرفته،هیچی جز یک"هستی"و"شب بخیر"نتونستم بگم، نمیشد جواب ندم خسته بود خسته بودم،یه چیزای به حرف و فکر ما بنده ها سرجاش نیست ولی خدا بزرگتر بزرگتر از این حرفهاست،سه بار نوشتم،مکث .. ،یه آیت الکرسی خوندم فوت .. سمت هستی و فرستادم،خدایا مراقبمون باش..منبع: http://delam110. .. /





دنیای ما

درخواست حذف اطلاعات

قابل توجه اونهایی که دنیاشون پول است یا دنیاشون یک لقمه نون است یا دنیاشون اینه مثلا اول همه پروپوزال بدند.یا دنیاشون اینه برند با خواهربرادراشون پشت سر مردم چرت و پرت بگند یا دنیاشون اینه دیگرانو حرص بدند  دنياي ما بالاتر و بزرگتر از این حرفهاست نه با دوربین دیده میشه نه با گوش شنیده میشه دنياي ما خیلی زنده است مرده ها درک نمی کنندمنبع: http://mamanar. .. /





چه احساسی نسبت به شغل خود دارید؟ در کودکی دوست داشتید چه کاره بشوید؟

درخواست حذف اطلاعات

من در دوران کودکي ام دوست داشتم که وقتی بزرگتر شدم یک مکانیک حرفه ای بشوم ،برادر بزرگتر بنده یک کارگاه کوچک مکانیکی داشت و من دوران خوب کودکي ام را در این کارگاه گذراندم و علاقه من به این حرفه از اینجا شروع شد. من پس از اتمام دوران ابت .. تحصیل و گذراندن دوران متوسطه رشته اتومکانیک را انتخاب و با علاقه بسیار تا اخذ مدرک دیپلم ادامه دادم و سپس در همان کار گاه برادرم مشغول به کار شدم ،اما بعد گذراندن دوران خدمت سربازی وارد شغل جدیدی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شدم و هم اکنون در فرهنگسرای رضوان مشغول به کار هستم که الحمدلله ای این کارم هم راضی هستم چون در حوزه ایثار و شهادت فعالیت میکنم و افرادی که با آنان در اتباط هستم خانواده های .. و ایثار گرانند ،دیدار خانواده های .. ،ب .. ایی نمایشگاه و معرفی .. ،روایتگری در خصوص .. ،غبار روبی مزار .. و... از جمله برنامه های هستند که بنده در گ





همیشه بزرگتر باش!

درخواست حذف اطلاعات

  دقیقا همونایی که همیشه ادعا میکنن چون از تو بزرگتر خیلی بیشتر از تو میفهمن، کافیه یه بار باهاشون بحث کنی، خودشونو در حد تو که هیچ، در حد یه بچه دو ساله پایین میارن، قهر میکنن، کلکل میکنن که ثابت کنن تو بچه ای و هیچی نمیفهمی و فقط اونا میفهمن...    منبع: http://zahraaghaee2. .. /





بزرگتر ها

درخواست حذف اطلاعات

بعضی وقتا, آدم از .. ی که یه جورایی کار بلد هست و تجربه بیشتری داره, کمکی نمی خواد و یا سوالی نمیپرسه, شاید واسه اینه که احساس کمتر بودن و یا کوچک شدن و یا چه میدونم, یه چیزی مثل این حرفها... اما واسه من این طور نیست, حس خوبیه که از تجربه دیگران استفاده کنی... فقط باید کمی افتاده باشی و غرور لعنتی رو کنار بزاری... من دست همه بزرگتر ها,بابا های خوب که دلسوزانه آدم رو راهنمایی می کنن رو می بوسم...♡♡♡منبع: http://manly. .. /





از حقیقت نمی شود فرار کرد

درخواست حذف اطلاعات

هر چه زمان می گذشت از دنياي وآقعی دورتر می شدم و دنيايی که از خیال، بر روی توهم ساخته و بنا کرده بودم بزرگتر و وابستگی ام به او بیشتر و بیشتر می شد بخاطر از دست ندادنش، همیشه از منطق و حقیقت فرار می .. و به رویا و سفسطه متوصل می شدم اما یک روز، تمام دنياي خیالیم از رویاهای رنگارنگ و شیرین اما دست نیافتنی از قول و قرار و وعده های امیدوار کننده اما بدون تاریخ پر شد و به یکباره فرو ریخت در نهایت تسلیم حقیقت شدم و مرا به دنياي وآقعی برگرداند. جلیل میاحےمنبع: http://jalilmayahi. .. /





جهاد نفس. حضرت محمد علیه السّلام

درخواست حذف اطلاعات

    حضرت صادق علیه السّلام فرمود: علیه السّلام گروهی را به جنگ با کفار فرستاد و چون بازگشتند، فرمود: خوشا به حال مردمی که جهاد کوچک را به پایان رسانده و جهاد بزرگتر برایشان باقی است! سؤال شد: ای رسول خدا! جهاد بزرگتر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس!منبع: http://hazratmohamad313. .. /





جهاد نفس. حضرت محمد علیه السّلام

درخواست حذف اطلاعات

    حضرت .. صادق علیه السّلام فرمود: .. علیه السّلام گروهی را به جنگ با کفار فرستاد و چون بازگشتند، فرمود: خوشا به حال مردمی که جهاد کوچک را به پایان رسانده و جهاد بزرگتر برایشان باقی است! سؤال شد: ای رسول خدا! جهاد بزرگتر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس!منبع: http://hazratmohamad313. .. /





ی ستایش بزرگتر از خودم یافتم...

درخواست حذف اطلاعات

تو سایت مدرسه فرزانگان بودم ی چیزی دیدم شوکه شدم تو متولدین امروزش یه دوقلو هس اسم یکیشون ستایشه اسم اون یکی دیگه نیایش منتها یه سال از من بزرگترن خیلی جدی دارم میگم ستایش از خودم بزرگتر ندیده بودم و خیلی جالبه که اولین ستایشی که از خودم بزرگتره دقیقا یک آذر به دنیا اومده واقعا شوک بزرگیه واااااااااااای نمتونم باور کنم خیلی عجیب و جالبهمنبع: http://bikaroalaf. .. /





دلم عجیب دوستانم را می خواهد!

درخواست حذف اطلاعات

دلت عجیب دوستانت را می خواهد !!! دل است دیگر اگه بهانه نمی آورد که اسمش دل نبود ، مثلا مغز بود ، گوش بود . به قول شازده کوچولو دنياي آدم بزرگ ها خیلی عجیب است . حالا تو و دوستانت  وارد دنياي آدم بزرگ ها شده اید . حتی وقتی بعد از مدت ها کنار هم می نشینید ، مدام از دنياي آدم بزرگ ها صحبت می کنید از آینده از کار از ازدواج... دلت تنگ است برای خنده هایتان ، برای پیاده روی هایتان ، برای کلاس نرفتن هایتان  حتی برای غیبت .. هایتان پشت سر اساتید و حتی برای نشستن های بی خی .. ان روی نیمکت های حیاط و نظر دادن راجه به همه .... چه زود وارد دنياي آدم بزرگ ها شدید...منبع: http://othername. .. /





سخنان حکیمانه

درخواست حذف اطلاعات

1. بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست. (حضرت علی علیه‌السلام)   ۲. آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)   3. بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)   ۴. بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)   ۵. عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)            منبع: http://mahdi2654321. .. /





سخن بزرگان

درخواست حذف اطلاعات

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست. (حضرت علی علیه‌السلام)    آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)    بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زند کنی. (رودی)    بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)   . عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)    چیزی ساده تر از بزر نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)منبع: http://everycheez. /





رفت ...

درخواست حذف اطلاعات

رفت ... یک کلمه ی سه حرفی بی معنیِ پر معنی ! گاهی میتواند شروع یک حزن عمیق باشد، یک دل فشردگی غریب و ناشناخته که حتی برای خودت هم قابل فهم نیست. چندماه گذشته جلوی چشمم رژه میروند، حرفهایمان، ماجراهایمان، دلخوری ها و سرسنگینی هایمان، نگاه های ناگهان و ... پررنگ تر از همه اش قولم با .. و آن شرف شمسِ "یازینب" ... این بیقراری این دوساعت، این حس و حال عجیب غریب است ... بچه بودی! من فکر می .. بچه ای ... ولی نه خیلی بزرگتر از خیلی ها هستی خیلی بزرگتر از خیلی ها که میگن بزرگند ...  عجیب است این که تسلیم شدم پیش دلم ... کتمان کنم و عفت بورزم ؟ چطور ؟ این دلهره را چه کار کنم ؟  منبع: http://darsamtetoam. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

  بزرگتر که میشوی دایره ی قرمزرنگ تنهاییت تنگ تر میشود  و ادمهای زندگیت آنقدر انگشت شمار میشوند که میتوانی آنها را در یک کوله پشتی بریزی و با خودت به خیابان ببری... بزرگتر که میشوی  کوله پشتی ات را با تمام آدمهای تویش  بیرون دایره ات میگذاری چون   فهمیده ای آنها خودشان یکروز میروند و تو نمیخواهی تنهاییت را با توهم .. ی که نیست قسمت کنی... و سرانجام سالخورده میشوی و در می ی .. که بیمصرف شده ای ، آرام در دایره ات دراز میکشی و منتظر میمانی تا مرگ آن را برایت تنگ تر کند،  آنقدر که خودت هم دیگر در تنهاییت جا نشوی.. . #کاف_الف  





داستان کوتاه

درخواست حذف اطلاعات

   در عالم کودکي به مادرم قول دادم که هیچ را بیشتر از او دوست نداشته باشم :    مادرم مرا بوسید و گفت " تو نمی توانی عزیزم " گفتم می توانم من تو را از پدرم و خواهرم و برادرم    بیشتر دوست دارم .    مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی..    نو جوان که شدم دوستی عزیز داشتم ولی خوب که فکر می مادرم را بیشتر دوست داشتم    معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم .    بزرگتر که شدم عاشق شدم و خیال نمی توانم به قول کودکي ام عمل کنم ولی وقتی    پیش خودم گفتم کدام یک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد.    سالها گذشت و یکی آمد یکی که تمام جان من بود همان روز مادرم با شادمانی خندید و گفت    دیدی نتوانستی....    من هرچه فکر او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم . او با آمدنش سلطان قلب    من شده بود ..من نمی خواستم و نمی توانستم به





در عالم کودکی به مادرم قول دادم...

درخواست حذف اطلاعات

در عالم کودکي به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ .. را بیشتر از او دوست نداشته باشم.مادرم مرا بوسید و گفت:نمی توانی عزیزم!گفتم: می توانم،من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم.مادر گفت:یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی...!!!نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم،ولی خوب که فکر می .. مادرم را دوست داشتم.معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم!بزرگتر که شدم عاشق شدم، خیال .. نمی توانم به قول کودکي ام عمل کنم.ولی وقتی پیش خودم گفتم؛کدامیک را بیشتر دوست داری؟باز در ته دلم این مادر بود، که انتخاب شد.سالها گذشت و یکی آمد،یکی که تمام جان من بود.همان روز مادرم با شادمانی خندید و گفت:دیدی نتوانستی!من هر چه فکر .. او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم،او با آمدنش《 سلطانِ قلب》 من شده بود.من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکيم عمل کنم؛آ .. من خودم م





کشف حفرهای 50 بار بزرگتر از زمین در خورشید.

درخواست حذف اطلاعات

کشف حفرهای 50 بار بزرگتر از زمین در خورشید.   ناسا تصویری از لکه ای بسیار بزرگ و سیاره رنگ در خورشید را منتشر کرده که حدودا ۵۰ بار بزرگتر از زمین بوده و شگفتی کارشناسان را برانگیخته است.  منبع: http://qbazi1. .. /





داستان کوتاه

درخواست حذف اطلاعات

   در عالم کودکي به مادرم قول دادم که هیچ .. را بیشتر از او دوست نداشته باشم :    مادرم مرا بوسید و گفت " تو نمی توانی عزیزم " گفتم می توانم من تو را از پدرم و خواهرم و برادرم    بیشتر دوست دارم .    مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی..    نو جوان که شدم دوستی عزیز داشتم ولی خوب که فکر می .. مادرم را بیشتر دوست داشتم    معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم .    بزرگتر که شدم عاشق شدم و خیال .. نمی توانم به قول کودکي ام عمل کنم ولی وقتی    پیش خودم گفتم کدام یک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد.    سالها گذشت و یکی آمد یکی که تمام جان من بود همان روز مادرم با شادمانی خندید و گفت    دیدی نتوانستی....    من هرچه فکر .. او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم . او با آمدنش سلطان قلب    من شده بود ..من نمی خواستم و نم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

  بزرگتر که میشوی دایره ی قرمزرنگ تنهاییت تنگ تر میشود  و ادمهای زندگیت آنقدر انگشت شمار میشوند که میتوانی آنها را در یک کوله پشتی بریزی و با خودت به خیابان ببری... بزرگتر که میشوی  کوله پشتی ات را با تمام آدمهای تویش  بیرون دایره ات میگذاری چون   فهمیده ای آنها خودشان یکروز میروند و تو نمیخواهی تنهاییت را با توهم .. ی که نیست قسمت کنی... و سرانجام سالخورده میشوی و در می ی .. که بیمصرف شده ای ، آرام در دایره ات دراز میکشی و منتظر میمانی تا مرگ آن را برایت تنگ تر کند،  آنقدر که خودت هم دیگر در تنهاییت جا نشوی.. . #کاف_الف  منبع: http://frghbt. .. /





خود مه و مهتاب تویی، ماهی این آب منم

درخواست حذف اطلاعات

ماه افروخت نامی است که بر جمال زیبای ماه در چهاردهمین روز از این ماه و این سال نهاده اند، ماه زیبا بود و افروخته بودنش زیباترش هم کرد، بزرگ دیده شد بزرگتر از روزها و ماههای قبل، حتی بزرگتر از همه ی که طی هفتاد سال گذشته دیده شده، ماه به همه عالم می تابد و تاریکی را نور میدهد هر چند خودش منبع نور نیست اما می رد و میدهد، با پرتو افشانی اش دلبری میکند، عشق ماه را می ماند که خود بی نیاز است و نیاز براورده میکند، شوق میدهد به لطف، محبت تو را می رد و میدهد به یار، مهر را آبیاری میکند و در این بین خود را می سازد، عشق را، با هر بار ر و وا ر اوج می رد فرازش شوق و فرودش سوز، بده بستانی شوران ز و گرم، دلنوز و روح ان ز، نور عشق یکه شناس و مهتاب عالم تاب است، عشق بازتاب همه نورهای ماه، مهتاب است در دل یک نفر.منبع: http://khesht40. /





از دنیای .. رها بیشتر بدانیم

درخواست حذف اطلاعات

دنياي تکنولوژی هر لحظه در حال پیشرفت است و با پیدایش یک صنعت یا علم جدید بلافاصله محصولی علیه آن عرضه می‌شود. با پیشرفت دنياي کامپیوترها و آغاز نسل اول ارتباط‌های شبکه‌ای کم‌کم نفوذ و .. شکل گرفت. امروز در تک نیوز قصد داریم تا نگاهی به .. و تاریخچه آن بیندازیم. در ادامه با ما همراه باشید.  منبع: http://tech. .. /





...

درخواست حذف اطلاعات

از یک جایی به بعد همه سکوت د...او دیگر ننوشت، من دیگر نخواندم، تو دیگر حرف نزدی، آنها دیگر نشنیدند! از یک جایی به بعد جهان بزر در تو ساخته میشود، بزرگتر از دنياي این بیرون.اما افراد کمی درونت زند میکنند، آدمهای معدودی به جهانت راه پیدا میکنند و تو شروع میکنی به درونت فرو رفتن...عمیق است و گاهی تاریک از یک جایی به بعد...منبع: http://salamkhodahafez. /





...

درخواست حذف اطلاعات

از یک جایی به بعد همه سکوت .. د...او دیگر ننوشت، من دیگر نخواندم، تو دیگر حرف نزدی، آنها دیگر نشنیدند! از یک جایی به بعد جهان بزرگی در تو ساخته میشود، بزرگتر از دنياي این بیرون.اما افراد کمی درونت زندگی میکنند، آدمهای معدودی به جهانت راه پیدا میکنند و تو شروع میکنی به درونت فرو رفتن...عمیق است و گاهی تاریک از یک جایی به بعد...منبع: http://salamkhodahafez. .. /





سخنان حکیمانه

درخواست حذف اطلاعات

1. بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست. (حضرت علی علیه‌السلام)   ۲. آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)   3. بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زند کنی. (رودی)   ۴. بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)   ۵. عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)   ۶. چیزی ساده تر از بزر نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)   ۷. به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بست دارد. (چاردینی)   ۸. آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)  





بسیار جالب البته

درخواست حذف اطلاعات

در عالم کودکي به مادرم قول دادم ،که تا همیشه هیچ .. را بیشتر از او دوست نداشته باشم.مادرم مرا بوسید.و گفت : نمی توانی عزیزم !گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .ولی خوب که فکر می .. مادرم را دوست داشتم .معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال .. نمی توانم به قول کودکي ام عمل کنم .ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !من هرچه فکر .. او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکيم عمل کنم





گندمک

درخواست حذف اطلاعات

گاهی فکر میکنم نسبت ب سنم بزرگتر رفتار میکنم بزرگتر حرف میزنم بر خلاف چهره ام...  گاهی حس میکنم  شور و نشاطم شیطنت هایم کمتر از گذشته س...البته شاید بخاطر شرایط حال حاضر است... گاهی میان جمع آرام و متین مینشینم و شیطنت نمیکنم...  من خودم را یک آدم برونگرا و بسیار پر انرژی اما شخصیتی صبور و آرام شناخته بودم اما حالا حس میکنم ی بیقراری همیشه با من است... اگر لازم باشد روزی هزار بار وب را آپ میکنم و حرفهایم را مینویسم اینجا جای دنج حرفهای دل من است... خدایا تو ک میبینی چ ب روزم می آید از شنیدن کلمات یا جملاتی ک از نگاه دیگران چقدر ساده ست...  پس بیا و خ کن منتظر معجزه ات میمانم...  شاید در حوالی احساسم اینروزها چیزی مرا قلقلک دهد...منبع: http://zabzekal1372. .. /





چند قدم تا پاییز

درخواست حذف اطلاعات

هرچقدر بزرگ تر مى شوم ،تنهایى هایم هم بزرگتر مى شود ، این روزها همه چیز برایم شکلى تازه پیـدا کرده مخصوصاً آدمهــا! از بَس ساده میشود پیچیدگى هایشان را دید... لبخنـــد میزنم و آرامـم... با تمام قلبم همه را دوست دارم ، حتى آنهـایى که هیچ وقت دلیل تنفرشان به خودم را نفهمیدم! آنقـدر درکــشان مى کنم که حتى بیشتر دوستشان دارم و برایشان دعـاى خیر و برکت میکنم... از زمانى که بزرگتر شده ام گذر لحظه ها را بیشتر حس میکنم، بایـــــد این روزهاى باقى مانده تا پاییـــز را کمى بیشتر زندگى کرد!منبع: http://kristall. .. /





گندمک

درخواست حذف اطلاعات

گاهی فکر میکنم نسبت ب سنم بزرگتر رفتار میکنم بزرگتر حرف میزنم بر خلاف چهره ام...  گاهی حس میکنم  شور و نشاطم شیطنت هایم کمتر از گذشته س...البته شاید بخاطر شرایط حال حاضر است... گاهی میان جمع آرام و متین مینشینم و شیطنت نمیکنم...  من خودم را یک آدم برونگرا و بسیار پر انرژی اما شخصیتی صبور و آرام شناخته بودم اما حالا حس میکنم ی بیقراری همیشه با من است... اگر لازم باشد روزی هزار بار وب را آپ میکنم و حرفهایم را مینویسم اینجا جای دنج حرفهای دل من است... خدایا تو ک میبینی چ ب روزم می آید از شنیدن کلمات یا جملاتی ک از نگاه دیگران چقدر ساده ست...  پس بیا و خ .. کن منتظر معجزه ات میمانم...  شاید در حوالی احساسم اینروزها چیزی مرا قلقلک دهد...منبع: http://zabzekal1372. .. /





چه عنوانی میتواند داشته باشد ...

درخواست حذف اطلاعات

برادر بزرگتر ، کمی قلدر بود مثل خیلی از برادر های بزرگتر آن روزگار ... دعوا میکرد ،همیشه خدا یک چماق تو آستینش پنهان میکرد و اگر ی ، خلاف میلش رفتار میکرد سرش را می شکاند ... یک بار کمیته او را با یک دستگاه ویدیو و ۷ تا که آن زمانها غیر مجاز بود ، ( چون در برخی سکانس های آن مردها زنها را می ببوسیدند)   ، گرفت و مثل سگ کتک خورد ...توی خانه یک مجله ی نیمه س..ک..سی داشت ، که همیشه شبها قبل خواب آن را ورق میزد ... کشوی کمدش را که کامل بیرون میکشیدی ، توی فضای خالی سمت راست آن قایمش میکرد . یکبار هم من از سر کنجکاوی آن را برداشتم و شروع به دیدنش ، گمانم به زور ۱۰ سالم بود .. ع روی جلد زنی زیبا با موهای بود که بیکینی مشکی پوشیده بود ... بعدها فهمیدم آن زن نامش مدانا ( madonna) ست ... دانه به دانه زنهای توی مجله را نگاه می و بدنبال جواب این سوال بودم که چرا اینقدر برادرم از این مجله محافظت می کند





بپاخیزی پسران «آذرک ،رند ،رخشانی » در سیستان بر ضد حکومت عرب برایران

درخواست حذف اطلاعات

بپاخیزی پسران «آذرک» در سیستان بر ضد حکومت عرب برایران کرونیکلر های اروپایی ش ت اعزامی خلیفه عباسی از اسان به سیستان [سیستان بزرگتر] برای سرکوب بپاخیزی پسران آذرک را یازدهم ژانویه سال 798 میلادی نوشته اند.     این بپاخیزی از نخستین قیامهای مسلحانه ایرانیان در جنوب خاوری وطن بزرگتر برای کوتاه دست عرب و احیاء استقلال و حاکمیت ملّی بود. حمزه پسر بزرگ آذرک پس از این که شنید علی بن عیسی بن ماهان ژنرال و فرماندار عباسیان پسر خود عیسی را مأمور سرکوبی قیام سیستانیان کرده است، با چندصد تن انقل استقلال طلب در کوههای سر راه کمین کرد و لشکر اعزامی را پراکنده ساخت. علی بن عیسی بن ماهان، خود 14 سال بعد در دو نبرد در ری و همدان، از نیروهایی «انقلاب استقلال ایران» مرکب از داوطلبان مسلح و عمدتا اسانی ـ اسان بزرگتر ـ ش ت خورد و کشته شد.     سالها بعد یعقوب لیث تلاش پسران آذرک را دنبال کرد و موفق شد. قیام گر





کدام کودکان به گفتاردرمانی نیاز دارند؟

درخواست حذف اطلاعات

کدام کودکان به گفتاردرمانی نیاز دارند؟ کودک یک ساله گفتار را به‌صورت تک‌کلمه شروع می‌کند. وقتی سنش به یک سال و نیم می‌رسد، تعداد کلمات افزایش می‌یابد و در 2 سالگی می‌تواند جمله‌های 2 کلمه‌ای بگوید. به‌تدریج دامنه کلمات و جمله‌ها و گفتار پیوسته کودک کامل‌تر می‌شود. هر کودکي رشد زبان را مثل سایر توانایی‌های رشدی- حرکتی در سن مشخصی پشت سر می‌گذارد و همان‌طور که مثال زدم، در هر مرحله نشانه‌هایی از رشد زبان بروز می‌کند. توجه به این نشانه‌ها مشخص می‌کند کودک تاخیر گفتاری دارد یا نه. مثلا اگر در 2 سالگی هنوز کودکي قادر به بیان تک‌‌کلمه نیست، باید والدین به گفتاردرمانگر مراجعه کنند.منبع: http://armancenter. .. /





استارتاپ ها و شرکت های بزرگ

درخواست حذف اطلاعات

داستان خیلی ساده است، حدود دهه ۹۰ میلادی هر استارتاپی که ایده قوی و مدیریت خوبی داشته تبدیل به یک شرکت قوی شده مثل تقریبا اکثر همین شرکت های خیلی بزر که دنياي اطرافمونُ گرفتن، ولی توی این زمانی که الان هستیم، اگر ایده قوی به وجود بیاد که ارزش داشته باشه به احتمال زیاد توی یکی از این شرکت ها جذب و حل میشه و همه چیز میشه مال اون شرکت بزرگتر و تنها چیزی که ایده پرداز شاید بهش برسه پوله.منبع: http://geekmind. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دوباره پاییز و دوباره روز تولد من، روزهای پر هیاهو می گذرند و دنياي من بزرگ و بزرگتر می شود، حسم بر این است که بیست و دو سالگی سن خوبیست اما، اما چقدر دلم برای روزهای بچگی تنگ شده! کودک درونم هر روز مرا بیدار می کند، با او قدم می زنم، با او .. می بینم، با او حرف می زنم، انگار که شهری روی دوش من است، یک آسمان پرنده در .. ام و هزاران فانوس پشت مردمک های سیاه ام خوابند، حال 22 عدد غمگینی نیست و همه می گویند به شناسنامه ات می آید... من متولد 6 آذر 1395 شده ام ... منبع: http://tajariali. .. /





از نامه ای به میم

درخواست حذف اطلاعات

  امروز یاد دوستی قدیمی به خاطرم آمد وبلا داشت که همیشه می خواندمش. آن وقت ها شانزده ساله بودم. تر ُ تازه ُ تُرد. هوای زیر بخار کاملا پنهانی با یاد معشوق ِازلی. آن مرد صدای خش دار سیگاری داشت ُ همه چیزش حالایی بود اصلا. کلوپ کوچک ی داشت که به وقت هر عصر ِهر فصل باید روزی یک ازش می گرفتم. کیمیایی دوره و چون او بهش میگفت من هم دیگر نگفتم کیمیایی گفتم . اعتراض و سربازان از حفظ می . با دندان مار مرضیه گوش می با نواری که "اونورش خوانساری ِ". کم کم بهم کتاب هم داد. تند تند خواندن ُ همین حدود ها که خواهرِ بزرگتر هوس کتاب ُ کرد...کم کم رفت ُآمد می کرد به کلوپ. اول ها با هم. بعدتر بی من. حتی فهمیدم که رفیق خواهر هم دستش تو کار است ُگاها دوتایی می روند و حس دلبری هم می کنند.هر چه بود آن وقت ها خواهر بزرگتر می رفت ُحس هم کارش را بلد بود.کی به خام ِشانزده سال نظر می کرد اصلا. این ها هیچ کدام نمی دانست





89. انسلادوس ؛ قمر آبی سرزمین ارباب حلقه‌ها

درخواست حذف اطلاعات

ع .. از گروه ع .. ‌برداری کاسینی، ssi، jpl، esa، nasa «انسلادوس» نام قمر یخ‌زده‌ی سیاره‌ی زحل است که در این ع .. ، هلال آن بر فراز حلقه‌های این سیاره قرار گرفته. حلقه‌هایی که خود از قطعات سنگ و یخ تشکیل شده‌اند. این تصویر را فضاپیمای «کاسینی» در ۲۹ جولای و زمانی که از فاصله‌ی یک میلیون کیلومتری این قمر گذر می‌کرد، گرفته است. انسلادوس قطری در حدود ۵۰۰ کیلومتر دارد و علی‌رغم اینکه یک دنياي یخ زده است، ولی درون فعال و پر جنب و جوشی دارد؛ به صورتی که از سطح آن آب‌فشان‌هایی به بیرون فوران می‌کند. در حقیقت باید گفت طی سال‌ها جمع‌آوری داده از این قمر، اکنون تقریبا به این اطمینان رسیده‌ایم که زیر سطح این قمر، یک اقیانوس بزرگ آب مایع وجود دارد. در ضمن مشخص شده که هسته و پوسته‌ی این قمر، با یک مرز سخت به یکدیگر متصل نیستند و هسته‌ی درونی جابجا می‌شود تا انسلادوس در مدارش اندکی تلو تلو بخورد. ترجمه: