رسانه 24
رسانه 24

سرگردانی :: جستجو



دوران حیرت

درخواست حذف اطلاعات

در بعضی از روایات، اساسی‌ترین ویژ دوران غیبت_کبری «حیرت و سرگرداني » مردم ذکر شده است؛ به ویژه هر چه به ظهور نزدیک‌تر می‌شویم، بر شدّت این حیرت افزوده می‌شود. در این دوران انسان‌ها به جهت فقدان ی الهی، هر چه بیشتر در تحیر، سرگرداني و ضل و گمراهی به سر خواهند برد. البته افراد بسیاری نیز با اهتمام جدّی به پروای الهی، از این آزمایش به سلامت عبور کرده، ایمان خود را حفظ می‌کنند. منبع: http://omidzohor. /





کجایی عزیزم

درخواست حذف اطلاعات

داغ برادرمو دیدمطعمش یادمهاگه همه اهل خانواده مو دفن کنم اینقدر داغ نمیذاره رو دلمانگیزه ام رفت برای زندگی تومیری بجات چندتا دوست همیشگی دارمبغضتنهاییدردبدبختیگریهچشم براهیو سرگرداني عمر.من یک جسم بی روح مونده ازممنبع: http://fatemeeshgham. .. /





اندر احوالات این روز های من

درخواست حذف اطلاعات

"وقتی این ضربه به من وارد شد دیوانه شدم، چون عینِ جهنم است. اما دیوانه‌گی‌ام بی‌شاهد ماند، سرگرداني‌ام ظاهر نمی‌شد، فقط باطن‌ام دیوانه بود. گاهی به خشم می‌آمدم. به من می‌گفتند: چرا این‌قدر آرام‌اید؟ حال آنکه از سر تا به پا سوخته بودم." غلامحسین ساعدیمنبع: http://mooncomesout. .. /





اختصاصی روز پدر

درخواست حذف اطلاعات

این روزها چه دلگیر است، چه دلتنگ شده روحمچه هوای بارانی مضاعف می کند این حس و حال بی قرارم راهمه جا حرف است و من غرق سکوتمهمه جا عشق های فوران یافته و پُر حرارتی پراکنده شده که حتی عطرش به مشامم نا آشناستهمه جا لبریز از واژه ایست که قلبم دیوانه وار به دنبال آن می گردد ولی نمی یابدانگار همین جا، همین حوالی گُم شدهاما یابنده ای تحویلش نداده است...سرگرداني عجیبی در آغوشم گرفته که با هیچ ابری نمی بارد و با هیچ وزش بادی دور نمی شودخوش به حال ابرهای پُر بارانچه خُرم زمانیست با .. دردها و غصه هادر پس تمامی حال هاگذشته تمام قد ایستاده و سایه گسترده بر تنهایی هرشبمروزت مبارک مرد تنهایی های کودکانه ام، قهرمان کودکی و آرزوی دست نیافتنیواژهء غریب سال ها... پدر#آذیــــــن منبع: http://aziin24. .. /





اختصاصی روز پدر

درخواست حذف اطلاعات

این روزها چه دلگیر است، چه دلتنگ شده روحمچه هوای بارانی مضاعف می کند این حس و حال بی قرارم راهمه جا حرف است و من غرق سکوتمهمه جا عشق های فوران یافته و پُر حرارتی پراکنده شده که حتی عطرش به مشامم نا آشناستهمه جا لبریز از واژه ایست که قلبم دیوانه وار به دنبال آن می گردد ولی نمی یابدانگار همین جا، همین حوالی گُم شدهاما یابنده ای تحویلش نداده است...سرگرداني عجیبی در آغوشم گرفته که با هیچ ابری نمی بارد و با هیچ وزش بادی دور نمی شودخوش به حال ابرهای پُر بارانچه خُرم زمانیست با .. دردها و غصه هادر پس تمامی حال هاگذشته تمام قد ایستاده و سایه گسترده بر تنهایی هرشبمروزت مبارک مرد تنهایی های کودکانه ام، قهرمان کودکی و آرزوی دست نیافتنیواژهء غریب سال ها... پدر#آذیــــــن منبع: http://aziin24. .. /





زهر شیرین -فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات

تو را من، زهر شیرین خوانم ای عشق! که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر- هر لحظه- رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرنت نخوانم تو زهری، زهر گرم .. سوزی تو شیرینی، که شور هستی از توست جان خورشیدی که جان را نشاط ازتو، غم از تو ، مستی از توست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آ به سرگرداني ام سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند: (( دل از عشق برگیر، که نیرنگ است و افسون است و جادوست!)) ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است، اما... نوشداروست! چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در ج .. می گدازد از آن شادم که در هنگامه درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سراید تو را دارم که مرگم زندگانی استمنبع: http://ghazalane. .. /





زهر شیرین -فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات

تو را من، زهر شیرین خوانم ای عشق! که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر- هر لحظه- رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرنت نخوانم تو زهری، زهر گرم .. سوزی تو شیرینی، که شور هستی از توست .. جان خورشیدی که جان را نشاط ازتو، غم از تو ، مستی از توست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آ .. به سرگرداني ام سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند: (( دل از عشق برگیر، که نیرنگ است و افسون است و جادوست!)) ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است، اما... نوشداروست! چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در ج .. می گدازد از آن شادم که در هنگامه درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سراید تو را دارم که مرگم زندگانی استمنبع: http://ghazalane. .. /





یادباد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

درخواست حذف اطلاعات

شاید تو دوست نداشتی که بروی،برای همین موقع رفتن مسیر خ را انتخاب کردی و آرام آرام قدم برداشتی و به من فرصت دادی تا صدایت کنم.ومن در چهارچوب در ایستاده بودم. وقتی دیدم محبوبم این گونه دور میشود باید صدایش می ...پس صدایت می کنم ❤️صدایت می کنم قبل از آن که به شهر دیگری برسی و آنگاه من آه بکشم و اشک در چشمانم حلقه بزند و در گودال عمیق تنهایی و سرگرداني سقوط کنم...





قفل شه

درخواست حذف اطلاعات

بشکن این آهن شه گریبان ر است چون به جان افتد چو برق تیغه ی شمشیر است   لا فتی الی علی المرتضی دیدی چه شد تا که هست راه مسلمانی به جهل در ر است   یا دری بگشا و بنگر سوی فانوسهای ذهن یا بزن تیری گلویت؛تا که بغضت ر است   از قفس تا مرز شه کلید همدلی است آن کلید در خانه عقلانیت زنجیر است   بگذر از سنگها که دنیا ص ه ای سیلی زده است ص ه بشکن کین به سرگرداني ات تطهیر است   ""دل نبند گر در سرای جهل عاشق گشته ای"" چون در این شهر عقل با دل روی هم تخمیر است   بشکن آن شه ای کز خواب دیروز دم زند بنگر آن شه ای کز راه فردا سیر است    منبع: http://keyvanrahmani. /





یادمان رفت تو را ...

درخواست حذف اطلاعات

یادمان رفت ، تو راپی اندوه نگاری که شبی بی خبر رفت و دگر بازنگشت ! یا پی لذت یک شادی ژرفروی .. شه پر وسوسه دانایی ! آری این بار هم انگار ، یادمان رفت تو را . . . ! به کجا می رفتیم که تو از خاطرمان می رفتی ؟! به جهانی که در آن ، از زمین دلمان ،علف هرز"چرا"؟! می رویید ؟! یا به آن وادی سرگرداني ،که هوایش همه از حسرت و تردیدبه تنگ آمده بود ؟! به کجا می رفتیم ؟! تو پر از معجزه بودی و من و ما و همه در دل روشن نوربا چراغی همه اما و اگر ، پی تو می گشتیم ! تو ، همین جاهایی من تو را می بینم ؛ که در آغوش زلال مادر ، مثل موسیقی آرام هوا ، می نشینی وبه من می خندی . . . یا همین .. ، روی لبخند پر از مهر پدر منبع: http://boghzeman77. .. /





هللویا آمین

درخواست حذف اطلاعات

خداوندا دعا می‌کنم برای آنهانی که نیازمند حضور تو هستند، آنهانی که در سختی، رنج، مریضی و تباهی به سر می‌برند. دعا می‌کنم تا خود را به آنها نشان دهی و نور ایمان را در دلهای آنها بتابانی. چون هیچ نوری به زیبایی و جلال نور تو نیست. نور توابدیت است. مرحم همه دردها ، و امید تمام ناامیدیهاست.تو با حضور خود در زند من درهای تازه را باز کردی و یاس و سرگرداني مرا به امید تبدیل کردی. هللویا آمینمنبع: http://khoda-ba-ma-ast. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خداوندا دعا می‌کنم برای آنهانی که نیازمند حضور تو هستند، آنهانی که در سختی، رنج، مریضی و تباهی به سر می‌برند. دعا می‌کنم تا خود را به آنها نشان دهی و نور ایمان را در دلهای آنها بتابانی. چون هیچ نوری به زیبایی و جلال نور تو نیست. نور توابدیت است. مرحم همه دردها ، و امید تمام ناامیدیهاست. تو با حضور خود در زندگی من درهای تازه را باز کردی و یاس و سرگرداني مرا به امید تبدیل کردی. روزم را با فیض ،برکت و حفاظت تو آغاز میکنم۔آمینمنبع: http://besharatkalam. .. /





هللویا آمین

درخواست حذف اطلاعات

خداوندا دعا می‌کنم برای آنهانی که نیازمند حضور تو هستند، آنهانی که در سختی، رنج، مریضی و تباهی به سر می‌برند. دعا می‌کنم تا خود را به آنها نشان دهی و نور ایمان را در دلهای آنها بتابانی. چون هیچ نوری به زیبایی و جلال نور تو نیست. نور توابدیت است. مرحم همه دردها ، و امید تمام ناامیدیهاست.تو با حضور خود در زندگی من درهای تازه را باز کردی و یاس و سرگرداني مرا به امید تبدیل کردی. هللویا آمینمنبع: http://khoda-ba-ma-ast. .. /





قفل .. شه

درخواست حذف اطلاعات

بشکن این آهن .. شه گریبان گیر است چون به جان افتد چو برق تیغه ی شمشیر است   لا فتی الی علی المرتضی دیدی چه شد تا که هست راه مسلمانی به جهل درگیر است   یا دری بگشا و بنگر سوی فانوسهای ذهن یا بزن تیری گلویت؛تا که بغضت گیر است   از قفس تا مرز .. شه کلید همدلی است آن کلید در خانه عقلانیت زنجیر است   بگذر از سنگها که دنیا ص .. ه ای سیلی زده است ص .. ه بشکن کین به سرگرداني ات تطهیر است   ""دل نبند گر در سرای جهل عاشق گشته ای"" چون در این شهر عقل با دل روی هم تخمیر است   بشکن آن .. شه ای کز خواب دیروز دم زند بنگر آن .. شه ای کز راه فردا سیر است    منبع: http://keyvanrahmani. .. /





"هستم آنکه هستم"

درخواست حذف اطلاعات

  مرا دچار وهم نکن که یاس فلسفی ام امتداد بی خ نیست اگر چه شک و یقین همیشه مرا بارور می کند... *** اینجا  حوالی هر معجزه رس ی ست و پیغامبری که در رگ های "من" قدم می زند مرا  به خیمه گاه "تو" می خواند.   پ.ن: در این جزیره سرگرداني، شوریده تر از موسی نعلینم را در آورده ام آتشی بنمای و با من بگو آنچه بر موسی گفتی "هستم آنکه هستم".   فاطمه ترکمان پری تیر - آبان 95منبع: http://fateme1361. /





"هستم آنکه هستم"

درخواست حذف اطلاعات

  مرا دچار وهم نکن که یاس فلسفی ام امتداد بی خ .. نیست اگر چه شک و یقین همیشه مرا بارور می کند... *** اینجا  حوالی هر معجزه رس .. ی ست و پیغامبری که در رگ های "من" قدم می زند مرا  به خیمه گاه "تو" می خواند.   پ.ن: در این جزیره سرگرداني، شوریده تر از موسی نعلینم را در آورده ام آتشی بنمای و با من بگو آنچه بر موسی گفتی "هستم آنکه هستم".   فاطمه ترکمان پری تیر - آبان 95منبع: http://fateme1361. .. /





جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی....

درخواست حذف اطلاعات

ای دل دیوانه دل من لبریز بهانه دل من  در خلوت خانه دل من از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن  از تیرگی زندگی ام چون سرشار از خستگی ام از عادت دلبستگی ام از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن می آید آن رفته من با آغوشی همچو وطن حرف از سرگرداني مزن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن باید دلگیرم نکنی از دنیا سیرم نکنی چون گریه زنجیر غم است بنده زنجیرم نکنی دریا بودم واره شدم ، بی تو چون بیگانه شدم  سایه تصویر تو شد چون قلبم درگیر تو شد می جوشد آن چشمه مهتاب در خلوت خود ای دل بی تاب کارام باش آهسته بخواب از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکنآقای محمدرضا یارمنبع: http://barzzakh. .. /





آنچه می نمایم نیستم...

درخواست حذف اطلاعات

سرگردان و بیرمق در هزارتوی بی سرانجام وب میچرخم به دنبال کلماتی که احساسم را به خوبی نشان دهند اما حیف  حیف ازین همه سرگرداني بی پایان که مرا به نابودی میکشاند و ذهنم را غرق در ناخواسته ها مینماید... و چه خوب شد که توانستم این گفته جبران خلیل را بیابم  چه زیبا بازگو میکند اندوه درونم را وقتی میگوید : «دوست من آنچه مینمایم نیستم آنچه هست لباسی است که به تن میکنم لباسی که به دقت بافته شده تا مرا از سوالات تو و تو را از کوتاهی و اهمال من محافظت کند دوست من آن "من" ، دیگر در خانه ای از سکوت زند می کند و همانجا برای همیشه باقی خواهد ماند غیر قابل درک و دست نیافتنی نه. نمی خواهم آنچه می گویم باور کنی و نه به آنچه انجام می دهم اعتماد. چرا که کلمات من چیزی نیست جز افکار تو در صدا  »منبع: http://avaye1zehn. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

حالِ تنهاییِ من غمزده و طوفانی ستبه دلم فاخته ای گرم مصیبت خوانی ست در سرم طایفه ای طبل عزا می کوبندمجلس .. زنی در حَرمی پنهانی ست مِهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغچارفصلِ دل من در خطر ویرانی ست مرغ آمین که به آهی لب دیوار نشستناله سر داد که تقدیر تو بی سامانی ست هرکه دستی به دلم زد سر ِبی مهری داشتپای هر دل زدنم کوبشِ سرگرداني ست به سَرم هست از این شهر خودی کُش برومکه در این ورطه اگر ماند .. ی قربانی ست خالکوبی شده رفتن به همه بال و پرمهمچو آن مرغ مهاجر که پَرش زندانی ست رد شد از خلوت من هر که دلش سنگی بودسنگ بر شیشه زدن قاعده اش مجانی ست عشق در باور من آبی آرامش نیستخط به خط مثنوی درد عجب طولانی ست وقت باران به همه شهر خبر خواهم بردمرگ در آینه ها فاجعه ای انسانی ست کو هوایی که کمی شعر وُ نفس تازه کنمتا تَوهم نزنم یوسف من کنعانی ست سدر وُ کافور دوایی ست بر این خاطر تنگمرگ در می زند ُو سَ





آنچه می نمایم نیستم...

درخواست حذف اطلاعات

سرگردان و بیرمق در هزارتوی بی سرانجام وب میچرخم به دنبال کلماتی که احساسم را به خوبی نشان دهند اما حیف  حیف ازین همه سرگرداني بی پایان که مرا به نابودی میکشاند و ذهنم را غرق در ناخواسته ها مینماید... و چه خوب شد که توانستم این گفته جبران خلیل را بیابم  چه زیبا بازگو میکند اندوه درونم را وقتی میگوید : «دوست من آنچه مینمایم نیستم آنچه هست لباسی است که به تن میکنم لباسی که به دقت بافته شده تا مرا از سوالات تو و تو را از کوتاهی و اهمال من محافظت کند دوست من آن "من" ، دیگر در خانه ای از سکوت زندگی می کند و همانجا برای همیشه باقی خواهد ماند غیر قابل درک و دست نیافتنی نه. نمی خواهم آنچه می گویم باور کنی و نه به آنچه انجام می دهم اعتماد. چرا که کلمات من چیزی نیست جز افکار تو در صدا  »منبع: http://avaye1zehn. .. /





دلتن

درخواست حذف اطلاعات

  هوا که اینگونه میشود من میمانم و سرگرداني در خیابان های سرد میخواهم همانند مردم شهر محو سفیدی برف شوم اما سیاهی چشمانت رهایم نمیکند دیوان دیدنت بالا می رد عازم تو میشوم و زمین سفیدی که رد پایم را لو میدهد آ نمی دانی.... خنده هایت چقدر به این هوای برفی می آید...   #علی_سلطانیمنبع: http://fandogh67. /





پروردگار عشق

درخواست حذف اطلاعات

    دلم گرفته تر از تمام عقاقی هاست دلم تنهایی نمی داند از کدام راه برود و چگونه لب به سخن بگشاید  دل من ش .. تن را بیاموز امروزه ش .. تن دل تنها راه به پیروزی رسیدن به قدرت رسیدن شده  دل من ش .. تن را بیاموز آدمها این روز ها با ش .. تن دلها به هر چه که می خواهند می رسند   مثل برگی شده ام سر س .. به مسیر آب  نمی دانم این سو نیمه ی وجودم آن سو دریای بی قراری هایم  مهربانم برای سرگرداني هایم دعا کن نمی دانم مبهوت شده ام انگار تمام اتفاقات از درون نگاه خسته ام مثل یک تصویر گذرا در مسیر ناکجا آباد روزگارم در گذرند  مهربانم خسته تر از تمام خستگی های از سر تلاش هایم هستم  مهربانم انگار نمی شود لحظه ای به بی قراری های روزگار فکر نکرد واقعا نمی دانم کلمات را چگونه در این نامه ام برایت بنویسم  پریشانی در کلماتم موج می زند می دانم  مهربانم وقتی در کنار مهربانویت سرمست از تمام خوشی ها هستی وقتی بی خی





خدایا تنها یاری کننده تویی

درخواست حذف اطلاعات

    مهربانم گاهی یک فکر آنقدر بزرگ می شود که اصلا نمی دانی نامش را چه بگذاری  وقتی دنیایی از یک عشق پر شود و روزی ندانی برای همان عشق چه کنی کلافگی از حد می گذرد  کلافه ام آنقدر که تصورش را هم نمی کنی آنقدر که دلهره ها و اضطراب های دنیا جلویش کم می آورند  مهربانم نیمه ی وجودم ریشه ام هر روز بیشتر از قبل پژمرده می شود و هیچ نمی توانم .. م  نمی دانم چرا نمی دانم به چه دلیل اما از همه بیشتر این دلشوره ی لعنتی رهایم نمی کند  مهربانم تو می دانی نیمه ی وجودم تمام دلخوشی روزگارم است اما حالا که نمی دانم چه کنم در تمام سرگرداني هایم گم شده ام  مهربانم اگر او لحظه ای در این پژمردگی کم بیاورد چه کنم ؟  اگر او نتواند طاقت بیاورد چه کنم ؟  خلاصه روزگارم خوب نیست تمام وجودم درد می کند و هیچ تسکینی برایش نمی یابم  گلبرگ ها همه از شدت این کلافگی رو به زوالند فقط خدای مهربانی ها باید یاریمان کند  مهربانم





املش و پارکی که اعتبار ندارد

درخواست حذف اطلاعات

املش شهری در حاشیه دریای خزر از طرف جنوب به کوهستان و از ناحیه شمال به دریای خزر مردمان زحمتکش و کم توقع گاهی در گوشه ای از تنها پارک داخل شهر می نشینند و از خاطرات گذشته گفتگو می کنند اطاق صحرا پارکی که بعد از انقلاب بنام کوچک خان معروف شد  شاید بخاطر همسایگی پارک به خوانین گذشته املش نام پارک را کوچک خان گذاشتند پارکی کوچک بنام کوچک شاید مساحت پارک حدود 2000 متر مربع باشد خیلی خنده آور است دقیقا به اندازه آبنماههای بعضی از پارکها فقط مساحت دارد یعنی کل پارک هیچ امکان افزایش مساحت آن هم وجود ندارد ولی مدتی است که به منظور بهره برداری بهتر کل پارک ت .. یب شده و شهرداری می خواهد طرحی نو در اندازد چند ماهی می گذرد محل استراحت مردم بخصوص بازنشستگان عزیز .. اب شد دورش را بستند تا .. ی وارد نشود تبدیل به .. ابه ای شد کاسبی اهالی هم .. اب شد شنیده ام معطل اعتبار است یعنی اول .. اب .. د حالا فهمی





دلتنگ ارباب

درخواست حذف اطلاعات

دلتنگم برای دیدن حرم ارباب،      دلتنگم برای خواندن زیارت عاشورا در حرم ارباب،          دلتنگم برای اشک شوق از دیدن حرم ارباب،             دلتنگم برای دیدن حرم سقا،                  دلتنگم برای  سرگرداني در بین الحرمین،                      دلتنگم برای کف العباس،                                          دلتنگم برای تل زینبیه،                                                                                                 دلتنگم....منبع: http://aloneangel20. .. /





یه حس غریبی دارم

درخواست حذف اطلاعات

سلام عشقم، زندگییم، ببخش که نفهمیدمت، من فقط سرگردان بودم هیچ‌وقت قضاوتت نمیکنم اینو باور داشته باش بهترینم.ایشالا ح .. خوب میشه تحمل کن هر چند سخته. نمیدانم چکار کنم برات، سکوت کنم یا فریاد بزنم، یا که پیله کنم به خی .. تا جذب کنم  تو را و در آغوشت پروانه شوم. دنیا جونم! حست .. ولی نمیخواستم باور کنم. میدونستم یه اتفاقی افتاده.بخدا دوست دارم دوست داشتنت دست من نیس،مهرت بوده که بر دلم انداختی، پس من هیچ کاره ام.هیچ وقت به این حسم شک نکن. حس عجیبی دارم  خوشحالم و غمگین. خوشحالم که ح .. خوب شده،غمگینم که خدا چرا بنده های خوبشو این قد اذیت میکنه، حکمت این کارشو نفهمیدم. بازم پر شدم از امید، پر شدم از تو، ممنونم که از سرگرداني نجاتم دادی. خدا جوووونم هواشو داشته باش، من که شرمنده هستم و روم نمیشه باهاش حرف بزنم. دوشنبه بیست و چهارم آبان نود و پنجمنبع: http://ehsan2nya. .. /





یادمان رفت تو را ...

درخواست حذف اطلاعات

یادمان رفت ، تو راپی اندوه نگاری که شبی بی خبر رفت و دگر بازنگشت ! یا پی لذت یک شادی ژرفروی شه پر وسوسه دانایی ! آری این بار هم انگار ، یادمان رفت تو را . . . ! به کجا می رفتیم که تو از خاطرمان می رفتی ؟! به جهانی که در آن ، از زمین دلمان ،علف هرز"چرا"؟! می رویید ؟! یا به آن وادی سرگرداني ،که هوایش همه از حسرت و تردیدبه تنگ آمده بود ؟! به کجا می رفتیم ؟! تو پر از معجزه بودی و من و ما و همه در دل روشن نوربا چراغی همه اما و اگر ، پی تو می گشتیم ! تو ، همین جاهایی من تو را می بینم ؛ که در آغوش زلال مادر ، مثل موسیقی آرام هوا ، می نشینی وبه من می خندی . . . یا همین ، روی لبخند پر از مهر پدر منبع: http://boghzeman77. /





✴ ادمی چیست؟✴

درخواست حذف اطلاعات

             آدمی چیست که اینقدر به خود می نازی؟ داری از عمر خودت می زنی و می سازی   زند مثل ی ست مسلم که در آن هر قدر خبره شوی آ سر می بازی   به دوای تو طبیبان هم دل سردند چه بلایی به سر روح و تنت آوردند   این قدر زور نزن زند ات آمال است آ عمر مگر بیش تر از صد سال است؟   به چه دلخوش شده ای موی سر و قد بلند نفس برده است به تاراج جهانت را چند؟   همه ی زند ات را سر این تن دادی خوب بنگر که به افسار که گردن دادی؟   اینکه اینگونه تورا بند زده است روز و شب هی به تو لبخند زده است   دشمن توست اگر همره راهت شده است باعث خست و روی سیاهت شده است   تو که با دست خودت آفت جانت شده ای چه قدر پیش همه قفل زبانت شده ای   دست بردار به تسبیح خداوند خودت کی خودت را تو رها می کنی از بند خودت   کی صدای تو رها گشت و به الله رسید خواب م و شب هفدهم ماه رسید   توبه کن توبه تو که وقت عبادت داری سیزده روز دگر مانده و





خواب دیدم

درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم...آب ها...زندانی اندبادها...سرگرم سرگرداني اندلاله...از...روی شقایق...خسته استلحظه...از...دست دقایق...خسته استکومه های عشق...پوشالی شده عشق ورزی...عین بقالی شدهمهر می ورزی...تعجب می کنندگرم میآیی ...تعصب می کنندلاف میبافی...همه...کف می زنندهجو میگویی...مضاعف می زنندصبح آمد...خواب...از چشمم پریدتیغ بیداری...خیالم را...درید با خودم گفتم...کمی... شه کن بار دیگر...عاشقی را...پیشه کنعاشقی...یعنی تبسم های رویش زیبای گندم های نیلوفر...به روی دست آببوسه ای داغ...از لبان آفتاب عاشقی ...یعنی...بیا...همت کنیم تلخ یا شیرین...بیا...قسمت کنیم منبع: http://donia1000. /





void main (void) 77

درخواست حذف اطلاعات

سر انتخاب ها که می رسی ، بین خدا و یک کار دیگری که حلال است و اشکالی هم ندارد ، اگر آن کار دیگر را انتخاب کردی همین انتخاب آرام آرام ، تو را می برد تا .... چشم باز کنی ببینی رفتی وسط حرام ...اگر هم قبل تر از رفتن وسط حرام چشم باز کنی می بینی رفته ای جایی که وقت را هزینه می کنی و چیزی به دست نمی آوری پول را هزینه می کنی و چیزی بدست نمی آوری هر کاری می کنی یک حس تلخی ته دهانت را می رد عقل ! عقل ! عقل ! تعقل ! تعقل ! تعقل !عقل بسیار باید داشت تا از رنج بیهوده خلاص شد  ی هم جز خدا عقل به آدم نمی دهد ، ی هم جز خدا آدم را از رنج بیهوده خلاصی نمی بخشدسرگرداني ... حیرانی ... بی عقلی ... درماند ... همه ی بدبختی های عالم از بی خ است ... چه ی می تواند نجات بدهد ی را که خدا گمراه کرده ؟ ...چه ی می تواند آرام کند ی را که خدا ندارد ؟ ...چه ی می تواند درمان کند ی را که خدا او را بیمار کرده است ؟ ...نه ای





void main (void) 77

درخواست حذف اطلاعات

سر انتخاب ها که می رسی ، بین خدا و یک کار دیگری که حلال است و اشکالی هم ندارد ، اگر آن کار دیگر را انتخاب کردی همین انتخاب آرام آرام ، تو را می برد تا .... چشم باز کنی ببینی رفتی وسط حرام ...اگر هم قبل تر از رفتن وسط حرام چشم باز کنی می بینی رفته ای جایی که وقت را هزینه می کنی و چیزی به دست نمی آوری پول را هزینه می کنی و چیزی بدست نمی آوری هر کاری می کنی یک حس تلخی ته دهانت را می گیرد عقل ! عقل ! عقل ! تعقل ! تعقل ! تعقل !عقل بسیار باید داشت تا از رنج بیهوده خلاص شد  .. ی هم جز خدا عقل به آدم نمی دهد ، .. ی هم جز خدا آدم را از رنج بیهوده خلاصی نمی بخشدسرگرداني ... حیرانی ... بی عقلی ... درماندگی ... همه ی بدبختی های عالم از بی خ .. است ... چه .. ی می تواند نجات بدهد .. ی را که خدا گمراه کرده ؟ ...چه .. ی می تواند آرام کند .. ی را که خدا ندارد ؟ ...چه .. ی می تواند درمان کند .. ی را که خدا





پاییز و اشعار عاشقانه ی باد

درخواست حذف اطلاعات

پاییز در راه بود .. پاییز و اشک هایی که هنوز بر کوچه های .. ت و خیابان های شلوغ شهر نباریده بود ..  پاییز در راه بود و وزش باد سرگرداني که برگ های سبز و زرد و قرمز و نارنجی با او می .. ند ..  و صدای خش خش برگ های زرد رنگ درختان که زیر گام های کوتاه به گوش می رسند  بعد از تابستانی گرم و سوزان نفس های تازه ی باد چقدر لذت بخش است  دستم را زیر چانه ام گذاشته بودم و به کتاب رمانی که پیش رو داشتم چشم دوخته بودم از جایم بر خواستم و به برگه a4 روی شاسی نگاهی انداختم .. روی تختم نشستم و به دیوار تکیه دادم .. نقشی از پاییز که در ذهن خود داشتم را روی برگه کشیدم ... یک نیمکت چوبی و نقشی از باد که برگ های رنگارنگ پاییز را با خود به پرواز در می آورد ..  دخترکی را کشیدم با موهایی بلند که موهایش را در باد رها کرده بود و به همراه باد به این سو و آن سو می دوید .. و چشم های پر بغض آسمان ... قلم توی دستم لرزی





در زیمباوه (بخش سوم)

درخواست حذف اطلاعات

دعوت ی در میان میهن پرستان قاره آفریقا با وجود همه دلائلی که پیش تر به آن اشاره کردیم که نشان می دهد گروه های وارما در زیمباوه و قلمرو پرتغال در جنوب قاره آفریقا بجز قبیله مسلمان آواره نبودند. تلاش برای بازگرداندن آنها به حصار تا پیش از نیمه دوم قرن بیستم میلادی و تنها به شکل تصادفی آغاز نشد. تا اینکه به خواست خداوند یکی از بازرگانان مسلمان هندی با یکی از مردان وارما در سال 1966 (1344و 1345ش) میلادی آشنا می شود و این آغاز اقدام منادیان مسلمان هندی و ملاوی در گسترش می گردد یا شروعی برای تغییری است که به بازگشت هزاران نفر از آنها به آغوش و تب و شور ی پس از یک دوره زمانی از سرگرداني رخ داد که چند قرن ادامه داشت. منبع: http://shiafrica20. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

 درس 6:جایگاه .. ت آیات و پیام آیات مهم درس   و دخل المدینه علی حین غفله من اهلها فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوه........اشاره به ماجرای حضرت موسی"ع"   ان الذین ءامنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه.........اشاره به حضرت علی"ع" و پیروان ایشان     خلاصه مطالب مهم درس   شیعه در لغت به معنای پیرو،یار و طرفدار است و در قرآن به همین معنا به کار رفته و حضرت ابراهیم"ع" شیعه و پیرو حضرت نوح"ع" معرفی شده است.   .. به فرمان خدا تلاش می کرد تا در موقعیت های مختلف،حضرت علی"ع" را که در ایمان و عمل بی نظیر و معصوم از گناه بود، به مردم معرفی کند و ادامه راه را برای پس از خود مشخص کند و مانع سرگرداني مردم شود و تاکید می کرد که پیروی از .. علی"ع" و عمل به دستورات او مانع گمراهی و سرگرداني می شود و نجات جامعه بشری را به دنبال دارد.   .. "ص" می فرمایند: این مرد(حضرت علی"ع") اولین





✴ ادمی چیست؟✴

درخواست حذف اطلاعات

             آدمی چیست که اینقدر به خود می نازی؟ داری از عمر خودت می زنی و می سازی   زندگی مثل .. ی ست مسلم که در آن هر قدر خبره شوی آ .. سر می بازی   به دوای تو طبیبان همگی دل سردند چه بلایی به سر روح و تنت آوردند   این قدر زور نزن زندگی ات آمال است آ .. عمر مگر بیش تر از صد سال است؟   به چه دلخوش شده ای موی سر و قد بلند نفس برده است به تاراج جهانت را چند؟   همه ی زندگی ات را سر این تن دادی خوب بنگر که به افسار که گردن دادی؟   اینکه اینگونه تورا بند زده .. است روز و شب هی به تو لبخند زده .. است   دشمن توست اگر همره راهت شده است باعث خستگی و روی سیاهت شده است   تو که با دست خودت آفت جانت شده ای چه قدر پیش همه قفل زبانت شده ای   دست بردار به تسبیح خداوند خودت کی خودت را تو رها می کنی از بند خودت   کی صدای تو رها گشت و به الله رسید خواب م .. و شب هفدهم ماه رسید   توبه کن توبه تو که وقت عباد





یه حس غریبی دارم

درخواست حذف اطلاعات

سلام عشقم، زندگییم، ببخش که نفهمیدمت، من فقط سرگردان بودم هیچ‌وقت قضاوتت نمیکنم اینو باور داشته باش بهترینم.ایشالا ح .. خوب میشه تحمل کن هر چند سخته. نمیدانم چکار کنم برات، سکوت کنم یا فریاد بزنم، یا که پیله کنم به خی .. تا جذب کنم  تو را و در آغوشت پروانه شوم. دنیا جونم! حست .. ولی نمیخواستم باور کنم. میدونستم یه اتفاقی افتاده.بخدا دوست دارم دوست داشتنت دست من نیس،مهرت بوده که بر دلم انداختی، پس من هیچ کاره ام.هیچ وقت به این حسم شک نکن. حس عجیبی دارم  خوشحالم و غمگین. خوشحالم که ح .. خوب شده،غمگینم که خدا چرا بنده های خوبشو این قد اذیت میکنه، حکمت این کارشو نفهمیدم. بازم پر شدم از امید، پر شدم از تو، ممنونم که از سرگرداني نجاتم دادی. خدا جوووونم هواشو داشته باش، من که شرمنده هستم و روم نمیشه باهاش حرف بزنم. دوشنبه بیست و چهارم آبان نود و پنجمنبع: http://ehsan2nya. .. /





روش بیانی رودن

درخواست حذف اطلاعات

گوست رودن françois auguste rené rodin(زاده ۱۲ نوامبر ۱۸۴۰ - مرگ ۱۷ نوامبر ۱۹۱۷) با نام اصلی فرانسوا اوت رنه رودن هنرمند فرانسوی بود. شهرت وی بیشتر مرهون مجسمه‌های اوست. از تندیس‌های معروف ساخته او می‌شود به شه‌گر اشاره کرد.روش بیانی رودن   رودن در راه بیان منظورش ابایی از کج و معوج پیکره‌هایش نداشت و با این کار ذهنیت کلاسیک فرم و زیبایی ایده‌آل را در هم ش ت.  به عنوان مثال ماهیچه‌ها در هم تنیدهٔ سبک میکل آنژی، کشیده و پیچیده شده و بیننده را همزمان با فرمی آشنا و نا آشنا روبرو می‌کند. این پیام رسانان ماورایی از قبرها برخاسته‌اند و اکنون پیام تاریکی ابدی بشریت زیر خاک را بیان می‌کنند. این تغییر شکل را حتی می‌توان در مرد متفکر به صورت ملایم تر دید. در اینجا دستان و پاهای بزرگ نشان دهندهٔ وزن کمرشکنی است که بیانگر بار روانی وارد بر متفکر است و دست کشیده شده اش به شکل بی‌حسی بر زانویش افتاده و





اگر جدی بگیری...............................

درخواست حذف اطلاعات

یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم را شبهای بی انگیزه ی بی اتفاقم را یک شب بیا با هر چه گرما در بغل داری از یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را تو بادی و من برگ؛ سرگرداني خوبی ست اما اگر جدی بگیری اشتیاقم را اصلاً بیا با اتفاقی ساده روشن کن .. بعد از رفتن بی اتفاقم را اصلاً گلوی گازها را باز بگذار و با آتش سیگار روشن کن اتاقم را.......منبع: http://onvaredivar. .. /





روش بیانی رودن

درخواست حذف اطلاعات

گوست رودن françois auguste rené rodin(زاده ۱۲ نوامبر ۱۸۴۰ - مرگ ۱۷ نوامبر ۱۹۱۷) با نام اصلی فرانسوا اوت رنه رودن هنرمند فرانسوی بود. شهرت وی بیشتر مرهون مجسمه‌های اوست. از تندیس‌های معروف ساخته او می‌شود به .. شه‌گر اشاره کرد.روش بیانی رودن   رودن در راه بیان منظورش ابایی از کج و معوج .. پیکره‌هایش نداشت و با این کار ذهنیت کلاسیک فرم و زیبایی ایده‌آل را در هم ش .. ت.  به عنوان مثال ماهیچه‌ها در هم تنیدهٔ سبک میکل آنژی، کشیده و پیچیده شده و بیننده را همزمان با فرمی آشنا و نا آشنا روبرو می‌کند. این پیام رسانان ماورایی از قبرها برخاسته‌اند و اکنون پیام تاریکی ابدی بشریت زیر خاک را بیان می‌کنند. این تغییر شکل را حتی می‌توان در مرد متفکر به صورت ملایم تر دید. در اینجا دستان و پاهای بزرگ نشان دهندهٔ وزن کمرشکنی است که بیانگر بار روانی وارد بر متفکر است و دست کشیده شده اش به شکل بی‌حسی بر زانویش





پروردگار عشق

درخواست حذف اطلاعات

    دلم گرفته تر از تمام عقاقی هاست دلم تنهایی نمی داند از کدام راه برود و چگونه لب به سخن بگشاید  دل من ش تن را بیاموز امروزه ش تن دل تنها راه به پیروزی رسیدن به قدرت رسیدن شده  دل من ش تن را بیاموز آدمها این روز ها با ش تن دلها به هر چه که می خواهند می رسند   مثل بر شده ام سر س به مسیر آب  نمی دانم این سو نیمه ی وجودم آن سو دریای بی قراری هایم  مهربانم برای سرگرداني هایم دعا کن نمی دانم مبهوت شده ام انگار تمام اتفاقات از درون نگاه خسته ام مثل یک تصویر گذرا در مسیر ناکجا آباد روزگارم در گذرند  مهربانم خسته تر از تمام خست های از سر تلاش هایم هستم  مهربانم انگار نمی شود لحظه ای به بی قراری های روزگار فکر نکرد واقعا نمی دانم کلمات را چگونه در این نامه ام برایت بنویسم  پریشانی در کلماتم موج می زند می دانم  مهربانم وقتی در کنار مهربانویت سرمست از تمام خوشی ها هستی وقتی بی خیال دل ش ته ام هستی





معرفی چند کتاب از نورسیده ها

درخواست حذف اطلاعات

آ بچال نویسنده و تصویرگر: گرم بیس، ترجمة فؤاد نظیری ناشر: فنی ایرانت   آموزش غیرمستقیم به کمک سرگرمی بسیار مؤثر است. این کتاب ما را با خود به سفری مهیّج و د ل انگیزمی برد. این سفر از دشت های آفریقا آغاز میشود و تا جنگلهای آمازون و بیش هزارهای آفریقای شمالی وبیابا نهای دورافتادة استرالیا ادامه می یابد. موضوع اصلی کتاب، یک مسئلة زیست محیطی است: «اهمیت وارزش آب .»در این کتاب، بچه ها با اعداد آشنا میشوند. آنان و مخاطبان بزر گتر، 10 جانور را در متن کتاب و 100 جانوررا در حاشیة کتاب خواهند شناخت و با زیستگاههای آنان نیز آشنا خواهند شد. از ویژگیهای دیگر کتاب،وجه معماگونه و سرگرم کنندة آن است. اگر به تصاویر دقّت کنید، در هرکدام، تصویر جانورانی را خواهید یافت که در نگاه اوّل به چشم نمی آیند، حداقل ده حیوان در لابه لای تصاویر هر صفحة کتاب پنهان شده اند!تصویرگر این کتاب «گرم بیس » از چهره های مشهور بی