رسانه 24
رسانه 24

بغل کن گریه هایم را :: جستجو



٥٨

درخواست حذف اطلاعات

از قفس هاى به جبر روزگارم خسته اماز دل تنگ و نگاه بى قرارم خسته اماز مسیرى که نبودت را به رویم آورد،از دعا هاى پر از تکرار هايم خسته اممى دویدم در پى عشقش به صحرا و به دشتاز کلام " برده انداز یاد"هايم خسته امجز به دست غم .. ى موى مرا شانه نزداز دل لرزان و موى داغدارم خسته اماز شب با گريه و اشک نیاز تا صبحدماز همه این ناله هاى بى صدایم خسته اممن که دل سوزانده ام بر هرچه تنها در مسیراز به تنها بردن اندوه هايم خسته امحسرت دستان او بر دست مسکینم بمانداز" امید من به فرداهاست" هايم خسته اممنبع: http://oud. .. /





گریه کنم - .. وحیدی

درخواست حذف اطلاعات

  گريه کنم شاعر : .. وحیدی مرا به یاد بیاور که زار گريه کنمبه شوق آمدنت بى قرار، گريه کنممرا به نام خودت با غزل صدایم کنکه من به نام خودم انتظار، گريه کنممسیرِ آمدنت را چقدر دوره کنم؟!چقدر جان بِکٓنٓم؟!...بى مزار، گريه کنمچگونه رد شوم از روزهاى بعد از تو؟چگونه پٓر بکشم؟!... بى حصار، گريه کنمچقدر خواب تبر؟! زخم هاى پى در پىبه شوق تازه شدن در بهار، گريه کنمچقدر سازِ مخالف شوم به هر بزمى؟به زخمه هاى غم انگیز تار، گريه کنمو باز مثل غزل هاى نیمه کاره ى خودنٓفٓس بگیرم و قبل از فرار، گريه کنمغروب ها بنشینم درون خود، تنهاغریب و بى .. و بى غمگسار، گريه کنمدوباره مصرع آخِر، دلم گرفته عزیزبیا که تا لبِ ریل و قطار، گريه کنممنبع: http://moraffah. .. /





شرم

درخواست حذف اطلاعات

بگذار چشم هايم بسته باشدتا گرمی چشمانت شرمنده ام نکنند.چشم هايم چون ابر،اشک هايم چون آب،دست هايم چون بال ، با تو هستمبا تو گویم:خنده هايم مال تو،گريه هایت مال من.....





کافکاوعروسک مسافر

درخواست حذف اطلاعات

یک روز فرانتس کافکا نویسنده ی فرانسوی، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به .. ‌ای افتاد که داشت گريه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گريه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گريه می کرد پاسخ می‌دهد: عروسکم گم شده... منبع: http://d .. tanha. .. /





دلم یک شعر می خواهد

درخواست حذف اطلاعات

چشمان تو که از هیجان گريه می کننددر من هزار چشم نهان گريه می کنند نفرین به شعر هايم اگر چشمهای تواینگونه از شنیدنشان گريه می کنند شاید که آگهند ز پایان ماجراشاید برای هر دومان گريه می کنند بانوی من، چگونه تسلایتان دهمچون چشم های باورتان گريه می کنند وقتی تو گريه می کنی، ای دوست در دلمانگار که ابرهای جهان گريه می کنند انگار عاشقانه ترین خاطرات منهمراه با تو، مویه کنان گريه می کنند حس می کنم که گريه فقط گريه تو نیستهمراه تو زمین و زمان گريه می کنند حسین منزویمنبع: http://alisamiee. .. /





زندگی....

درخواست حذف اطلاعات

زند سایه ای نمادین بودسکه ای با لعاب زرین بود آنچه زیر خودش مرا له کردرنج هایی شبیه پوتین بود خنده هايم همیشه تو خالیمثل چارلیِ مسخِ چاپلین بود گريه هايم ولی حقیقت داشتگريه هايم رفیق دیرین بود هرشب اینجا میان باورهاتخت خو بدون شیرین بود بی گمان یک شب این هم آغوشیبا تو هم مرگ سخت شیرین بود شیک و سرخوش شبیه بودم بهمانکنی که میان ویترین بود در وجودم ولی خودم بودمیک خود بی خودی که غمگین بود زند ! می کُشی مرا اما..واقعا از تو حق من این بود؟ #بابک_چترایی





شاید باورتون نشه...

درخواست حذف اطلاعات

من! منی که گاها هر روز خودمو با گريه هام خالی می الان چهار روزه که گريه ن سابقه نداشته! دلم واسه اشکام تنگ شده دیگه حتی اگه بخوامم نمیبارن مگر.....مرگ! مرگ تنها چیزی است که چشم هايم و اشک هايم را بی طاقت میکند #مرگ تنها چیزیست که دربرابرش بسیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار نا توانم دلم نمیخواهد برای دلتنگی هايم مرگی رخ دهد .... +دلم برای چیزی تنگ شده که خودم با دستای خودم از چشمام روندمش





اتفاق

درخواست حذف اطلاعات

یه اتفاقایی تو زندگیم میوفته که دلگیره ولی دلم نمیگیره..  ناراحت کننده اس اما ناراحتم نمیکنه..  اتفاقایی ک گريه داره ولی گريه ام نمیگیره.. این ح .. طبیعی نیست و کاش میشد بگم چقدر ترسناکه  ..





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

  تا به حال تصویرى از مرگتان را در ذهنتان طرح ریزى کرده اید ؟ تفریح جدید اینروز هاى من شده این ، چشم هايم را مى بندم مى بینم چراغ هاى جلوى مترو دارد با سرعت به سمت فرق سرم مى آید ، چشم هايم را مى بندم مى بینم میلگرد هاى روى وانت جلویى دارد شیشه ى جلوى ماشین را مى شکند و به سمت چپ تخت .. ام مى آید ، چشم هايم را مى بندم و مى بینم سر تفنگ یک سرباز در دهانم است ، ماشه را چکانده و سر فشنگ دارد مى چرخد و به سمت مخچه ام مى آید ، بعد چشم هايم را باز مى کنم و سعى مى کنم فکر کنم به اینکه همین موقع دقیقا همین لحظه ى خاص چه چیز بوده که من را از این چراغ ها ، از این میلگرد و از این فشنگ ترسانده ؟  چه .. ى در همین لحظه اگر شاهد مرگ من بود همه ى مترو ها و وانتى ها و سربازان جهان را مقصر مى دانست و ازشان متنفر مى شد ؟ جواب این سوال ها براى من معنى زندگى مى شوند و بعد احساس آرامش مى کنم .  منبع: http://mar





هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

                                        ستاره ها نهفته                                         در آسمان ابری                                         دلم گرفته ای دوست                                         هوای گريه با من                                         هوای گريه با منمنبع: http://ahmad76. .. /





این روزا بیشتر جای خالیتو کنارم حس میکنم...

درخواست حذف اطلاعات

  نگاه کن دیگر با اشتیاق صب ها چشم هايم را باز نمیکنم..دیگر شب ها به امید فر .. با تو بودن چشم هايم را نمیبندم..دیگر حالم مث قبل خوب نیست..بعد رفتنت دیگر خیلی چیزها برایم فرق کرده..خنده هايم که طعم گريه میدهد..گريه هايم که طعم تلخ ش .. ت را میدهد..زندگیم که باختم..فر .. که دیگر برایم مهم نیست..میبینی دیگر همان آدم سابق نیستم..اما هنوز عاشقم؛عاشق چشمانت ..دستانت؛نگاهت؛خنده هایت ...تو خودت عاشقم کردی و حالا تنهايم گذاشتی..نگران من نباش از پس دلتنگیت برمی آیم..از پس اشک هايم..غصه هايم..دلواپسی هايم..میگویند میگذرد..!میگویند روزی می آید که میبینی واقعا دیگر نیست ..روزی که عادت میکنی به نبودنش..روزی که ح .. خوب میشود ...ولی..! .. ی چه میداند که زخم عشق خوب شدنی نیست ..فراموش میشود اما خوب نمیشود..!منبع: http://baran7311. .. /





این روزا بیشتر جای خالیتو کنارم حس میکنم...

درخواست حذف اطلاعات

  نگاه کن دیگر با اشتیاق صب ها چشم هايم را باز نمیکنم..دیگر شب ها به امید فر .. با تو بودن چشم هايم را نمیبندم..دیگر حالم مث قبل خوب نیست..بعد رفتنت دیگر خیلی چیزها برایم فرق کرده..خنده هايم که طعم گريه میدهد..گريه هايم که طعم تلخ ش .. ت را میدهد..زندگیم که باختم..فر .. که دیگر برایم مهم نیست..میبینی دیگر همان آدم سابق نیستم..اما هنوز عاشقم؛عاشق چشمانت ..دستانت؛نگاهت؛خنده هایت ...تو خودت عاشقم کردی و حالا تنهايم گذاشتی..نگران من نباش از پس دلتنگیت برمی آیم..از پس اشک هايم..غصه هايم..دلواپسی هايم..میگویند میگذرد..!میگویند روزی می آید که میبینی واقعا دیگر نیست ..روزی که عادت میکنی به نبودنش..روزی که ح .. خوب میشود ...ولی..! .. ی چه میداند که زخم عشق خوب شدنی نیست ..فراموش میشود اما خوب نمیشود..!منبع: http://baran7311. .. /





شادی روح مرده

درخواست حذف اطلاعات

تو حتی نمی دانی امروز بر من چه می گذرد فکر می کنی من تو را فراموش کرده ام ... فکر میکنی عاشق شده ام ... من به تو یک قول دادم ... قول دادم همیشه زنده بمانم ... امابه چه قیمتی ؟، به قیمت گريه های شبانه ی ، به قیمت درد های قفسه ی .. ، به قیمت درد هایی که هر روز میکشم ، به قیمت سکته های توی بیداری به قیمت تحقیر شدن هايم ، به چه قیمتی ،.... من هنوز گريه میکنم، ... انقدر بی دلیل است که وسط گريه هام می خندم ، شاید من دیوانه شده ام .. بیا و خودت را جای من بگذار زخم دستم را نبین... به زخم دلم نگاه کن که مرحمی برایش ندارم ، به زخم دلم هم نگاه نکن ببین چه روح ، زخمی دارم تف به من ، تف به غیرتم ، تف به شرافتم و تف به همه زندگیم ، همه ی اینهارا قبول دارم ... بگذار در اتش جهنم بسوزم ، جهنم هم ، هیزم میخواهد بگذار من هیزمش باشم، بگذارمن بمیرم و بگذار این وبلاگ متروک شده بماند ..





٥٨

درخواست حذف اطلاعات

از قفس هاى به جبر روزگارم خسته اماز دل تنگ و نگاه بى قرارم خسته اماز مسیرى که نبودت را به رویم آورد،از دعا هاى پر از تکرار هايم خسته اممى دویدم در پى عشقش به صحرا و به دشتاز کلام " برده انداز یاد"هايم خسته امجز به دست غم .. ى موى مرا شانه نزداز دل لرزان و موى داغدارم خسته اماز شب با گريه و اشک نیاز تا صبحدماز همه این ناله هاى بى صدایم خسته اممن که دل سوزانده ام بر هرچه تنها در مسیراز به تنها بردن اندوه هايم خسته امحسرت دستان او بر دست مسکینم بمانداز" امید من به فرداهاست" هايم خسته اممنبع: http://oud. .. /





باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم / رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم باز محرم رسید،

درخواست حذف اطلاعات

محرم ماه الفت با جنون است / چراغ کوچه هایش بوی خون است محرم حرمت خون است و خنجر / تلاطم می کند حنجر به حنجر . . . باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست از این همه عاشقی، دوباره‎ام مست مست باز محرم رسید، شهر سیه‎پوش توست دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست سلام من به محرم، محرم گل زهرا / به لطمه‌های ملائک به ماتم گل زهرا سلام من به محرم، به تشن عجیبش / به بوی سیب زمین غم و حسین غریبش هر جا که می‌روم ز غمت دیده پر نم است / هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است عمری گریستم که موظف به گريه‌ام / گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم استمنبع: http://valiasrlib1392. /





صدای باران2

درخواست حذف اطلاعات

هوا گرگ و میش بود و من با دلی گرفته در کنار پنچره ی اتاقم نشسته بودم .از شدت بغض احساس خفگی می .. .چشم هايم آنقدر تار شده بود که دیگر حتی دست هايم را هم نمی دیدم .   کم کم اولین قطره اشکم مانند رودی که از کوهی جاری می شود، گونه هايم را لمس کرد وبه پایین غلتید . جویی از اشک برگونه هايم جاری شد .شروع به گريه .. وپاهايم را به جای همدم نداشته ام در آغوش گرفتم .همزمان با گریستن من آسمان هم شروع به گريه کرد .با هم ودرکنار هم به گريه پرداختیم.   آوای دلنشین باران مرا وادار کرد از خانه خارج شوم .به محض خارج شدن از خانه قطره ای از اشک آسمان برروی پوست داغ و تب دار صورتم فرود آمد و احساسی باور ن .. ی به من داد، احساسی که به من می گفت:”من نیز در غمت شریکم “.   چشم هايم را بستم وبه سال های پیش باز گشتم .زمانی که کودکی بیش نبودم، زمانی که نمی فهمیدم مهر چیست ودل ش .. ته کیست؟ اما اکنون نه تنها می فهمم





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

میمیرم.... مثل زنی دیوانه... می میرم... در لایه های اشک و اندوه جاودان شده ام...میمیرم.... یکی از همین روزها... در اشک هايم... میمیرم....میمیرم... شاید قبل از مردن دیوانه هم بشوم...دیوانگی مگر چیست؟دیوانگی غیر از اشک ریختن های هر روز است؟غیر از بغض های گاه و بیگاه ک مثل ابر بهاری می ریزد...می میرم وتو خواهی خندید ی را خواهی گرفت... می میرم و تو دست دختری را خواهی گرفت و ب او از دوست داشتن می گویی... برایش ستاره می چینی و من تا سپیده ی صبح ب رد پای دست هایت نگاه خواهم کرد  که آیا ستاره ای برای من هم مانده است؟ می میرم در یکی از همین روزها...و نمی دانستم عشق آنقدر کشنده است... عشق نارس من... می میرم توی یکی از همین روزهایی ک سر درد هايم امانم را بریده..  توی یکی از همین روزهایی ک مردی یخ زده کنارم ایستاده و من هزاران بار تو را نفرین خواهم کرد که چرا این مرد یخ زده را سهم من کردی...





گریه ...

درخواست حذف اطلاعات

کی گفته مصداقش منم ؟ تو نه لیاقت دریا را داری، نه بیروت رااز روزی که دیدمت راهبه ایی گنا .. ار بودیآب را، بدون خیس شدن میخواستیدریا را، بدون غرق شدنسعی ام برای قانع .. تو، بیهوده بودکه عینک های سیاه را دربیاوریو جوراب های ضخیم راو ساعت مچی ات راتا مثل ماهی قشنگی در آب لیز بخوری،ش .. ت خوردمبیهوده توضیح میدادمسرگیچه، جزء دریاستو در عشق چیزی هست که جزء مرگ استو عشق و دریاکامی .. در یکی شدن را نمی پذیرنداز تبدیل تو به ماهی ِ ماجراجو مأیوس شدمحرکاتت، زمینیفکرهات، زمینیبه خاطر این است که گريه میکنمو بیروت گريه می کند ... گريه !منبع: http://tamamesokotam. .. /





بعد از من و جان کندن من نوبت توست

درخواست حذف اطلاعات

نکبت مکافات زجر درد گريه سر و صدا فحش گريه معضل بحران گريه تف تو ذاتت گريه گريه برو بمیر برو به جهنم گريه حالم بهم می خوره از خودم  پستی رذ گريه  گناه خشم غضب گريه عذاب رنج نخواستن هیچ چیز خوبی قهر گريه درد مکافات نکبت.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

نه اینکه هنوز رنگ آبی تو را به یادم بیاورد یا گل لیلیوم که میبینم بخواهم یک دسته برایت ب .. م. نه اینکه گوشواره‌هايم را که اسم تو رویشان حک شده به گوشم بیاندازم و اما نه اینکه اگر تهه جعبه دیدمشان، راحت در جعبه را ببندم. یک جایی ته قلبم خالی مانده که هیچ چیزی، حسی، .. ی، امیدی و آرزویی، غمی حتی، توی هفت سال گذشته نتوانسته پرش کند. وقتی تهه لیوان خالی را نگاه می‌کنم و همان لحظه دلم یکی دیگر میخواهد؛ وقتی پاکت خالی قرص را نگاه میکنم و میبینم هنوز خوب نشده‌ام؛ وقتی دارم دست میبرم که یک آهنگ بگذارم و میبینم ضبط روشن است... وقتی احساس تنهایی می‌کنم؛ یادم میاید که نیستی. گاهی حتی نه. فقط حس میکنم یک چیزی کم است. هفت سال است که یک چیزی کم است... لاک ناخنم... موهايم که بلند بود و حالا نیست... یک چیزی شبیه یک منحنی روبه بالا روی صورتم... نه... نه... یک چیز مهمتری... سرم را تکان میدهم. گوشواره‌های ب





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اسم تو وسط باشدحال من دگر باشدمن از .. شه ات حتىمى شوم خوشحال و بس شادابکمانى روى لب هايمو نورى عمق چشمانمو هر شب با صدایت منبه آرامى روم در خوابتو مانند .. ى نیستىتفاوت از زمین تا ماهمنم در بند این قصههمین قصه بس کوتاهکجا مى برى من را تو؟نمى دانم ولى خوب استهمین همراهىِ در راههمین معا .. هاىکم و اندک و گاه بى گاه بگویم بى مهابا من،از این مهمان ناخواندهاز این احساس،خشنودمگمانم در همه عمرم تمام سال هايم رابه این اندازه درگیرِ .. ى چون تو نبودم سوگند راسخ٢٤ مهر ١٣٩٥منبع: http://lost-i. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

برای بعضی دردها گريه کم است باید خون گريه کرد برای انسانهای که شرافت و پاکی را زیر پا میگذارن تانگاه هوس بازان را ب .. ن خدایا اگر من اینگونم مرا ببخش و بندگانت را هدایت کن یا فاطمه ا .. هرا نامت را به یدک میکشیم اما رفتارت را نه ما را ببخشمنبع: http://mamanjoonami. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گاه دلـــــــم میگیرد ازصداقتـــــم که نمیدانم لایق کیست...گاه دلــــــــم تنگ میشودبرای وعــــده هایی که میدانستم نیست اما برای دلخوشیم کافــــی بود....گاه دلــــــــم میگیرد از سادگـــــی هايم....گاه دلـــــــم میسوزد برای وفـــــــاداری هايم...گاه دلـــــم میسوزد برای اشکهايم..... گاه دلـــــــم میگیرد از روزگــــــــــاری که درآنم....این نبـــــــــــــــود آنچه درانتظارش بــــــــــــــــودم........منبع: http://samira7576. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم برای وبلاگم تنگ شده است. دلم برای نوشتن خاطرات کوچک و بزرگم، دلمشغولی هايم، خنده هايم و دلیل گريه هايم تنگ شده است. دلم برای خواننده هايم هم تنگ شده است. برای دوستان خوبی که به واسطه این وبلاگ در دنیای مجازی پیدا .. و بعضی از انها از این دنیا فراتر رفتند و به عالم واقع پیوسته اند. دلم برای همه چیز این وبلاگ تنگ شده است..... امدم بگویم من خدای ش .. ت های کوچک و بزرگ هستم با این حال به همین جای زندگی ام هم که رسیدم خوشحالم و خدا را شکر میکنم. امیدوارم که نوشتن این وبلاگ را در هر شرایطی ادامه بدهم.  محتاج دعامنبع: http://freesoul1983. .. /





١٨.

درخواست حذف اطلاعات

اشک ریختم.... گريه .. .... هق هق .. .... راستش را بخواهى ، درد له شدن انگشتانم میان در ، بهانه بود  با درد کشیدنم ، نبودنت باز هم برایم تداعى شد .... خنده هایت ، صدایت ، دست هایت .... نوازش هاى روزانه ات ... اشک ریختم .... براى دیگر نبودنت لعنتى ... گريه .. .... براى دیگر نبوئیدنت ، نشنیدن صداى قلبت زیر گوش هايم...  نبوسیدن لب هایت ، حس ن .. نفس هایت بر گردنم .... هق هق زدم ... براى اینکه دیگر نبودى اشک هايم را پاک کنى و بگوئى (حذف شد)  چقدر بودنت را کم دارم لعنتى دوست داشتنى من ...  چقدر این زندگى لعنتى را نفرت دارم ، تمام درد هايم با له شدن انگشتانم میان در یادم آمد ،  این درد بهانه بود ،  من نمی توانم نبودت را باور کنم . ساراه فلبداهه_ساده نویسى  #قدیمىمنبع: http://cut-cry. .. /





بچه‌ها یک بار هم گریه من را ندیدند/ قربانی‌های حج را سر می‌برید

درخواست حذف اطلاعات

همسر شهید شاه آبادی گفت: «از خدا فقط کمک می‌خواستم. بچه هايم یک بار مرا گریان ندیدند. در واقع نگذاشتم که گريه مرا ببینند. زیرا نمی‌خواستم فرزندانم صدمه بخورند. هر مطلبی داشتم به خدا می‌گفتم.»





topic 203

درخواست حذف اطلاعات

وارد فضای سبز (پارک) می شوم ، برگ های افتاده ،  من زمین خورده را می شناسند ، به کنارشان که میرسم دسته دسته شروع به شیون و زاری میکنند درخت با شاخه هایش شانه هايم نوازش میکند پرندگان سکوت ،،، روی نیمکت می نشینم ، برگ های زرد و خشک به احترام غم خا .. تری ام سکوت میکنند و ناظر ،،، نسیم برای دلم تسلیت می فرستد نامت را .. میکنم ... گویی رمز عملیات جنگی گفته ام بغض ها پشت سر هم منفجر می شوند. وجودم را آشوب فرا میگیرد... لرزشی در دل و جانم راه می افتد ، پشتم به لرزه می افتد دوباره نامت را .. میکنم ، زمان برایم به وقت تو متوقف می شود و هق هق ، نوبت از دم و بازدم میگیرد دل دل زدن هايم شدت میگیرد ... دست بر سر میگذارم و :"یا اباصالح المهدی درکنی" ، را آنقدر .. میکنم تا نفسم برگردد... حال فقط سرم گیج میرود ،،، این است حقیقت روز و .. م ، به تار مویت سوگندمنبع: http://soonaeid. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم نمیخواد با هم گروهی حرف بزنم ، دلم نمیخواد برم .. امروز .. راجع به علت های خودکشی میگفت ، همشون رو دارم  نمیخوام .. یو بخوام نمیخوام نفس بکشم نمیخوام نمیخوام میخوام گريه کنم میخوام خیلی گريه کنممنبع: http://blueskyeman. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

عشقم، عمرم، نفسم، سلام؛ می‌دونی چرا گفتم عشقم، آخه دلم به دِلِت بَستَس !  می‌دونی چرا گفتم عمرم، آخه جونم به جونِت بَستَس !   می‌دونی چرا گفتم نفسم، آخه اگه نباشی منم نیستم !  عزیزم، می‌دونی چقدر تنهام !؟  می‌دونی چقدر بِهت نیاز دارم !؟  به شلوغی دورم نگاه نکن، جات توی قلبم همیشه خالیه !  وقتی بهت فکر می کنم اگه بدونی چقدر احساس خوبی دارم وقتی می‌بینم کنارمی،دوسم داری! وقتی به قبلاً فکر می‌کنم، منظورم وقتیِ که دلم می‌گرفت، وقتی یه همدم می‌خواستم، وقتی یه سنگ صبور واسه گريه‌هام می‌خواستم، وقتی یه شونه واسه تکیه‌گام می‌خواستم، وقتی یه هم‌گريه واسه بغض گلوم می‌خواستم، وقتی یه لبخند واسه شادی‌هايم می‌خواستم، وقتی یه مشوق واسه پیشرفتام می‌خواستم و وقتی یه معشوق واسه قلب عاشقم می‌خواستم چقدر جاتُ توو قلبم خالی می‌دیدم ...  حالا باورت میشه که عُمرمی که عشقمی، وجودمی !؟  فقط ازت یه چیزی می‌خوام عش





مرمر سفید

درخواست حذف اطلاعات

مکانی شلوغ بود. با دوستی در حال عبور بودیم. ناگهان به سمتی اشاره کرد و گفت: قبر آقای بهجت آنجاست. با شوق به آن سمت رفتم. زانو زدم کنار آن قبر سفید و شروع به گريه. دست می کشیدم به روی قبر و درددل می ، اشک هايم می چکید روی قبر. آن قدر گريه تا آرام شدم. دلم که سبک شد از خواب بیدار شدم...





سه

درخواست حذف اطلاعات

دلم برای یک رفیق تنگ شده است.برای دوران دبیرستان،برای دوستی های یک رنگ و عمیقمان،برای سال های کنکور،سال سخت،برای کتابخانه رفتن ها،برای قلم چی رفتن ها،مریض شدن هايم،گريه ها،میگرنم،برای ساعت دینی ،بحث های فلسفه مان،برای گوشه کلاس نشستن ها و به حرف معلم گوش ندادن ها،برای گريه های مشترکمان،برای ناهار مشترکی که هربار یکی مان می پختیم و میبردیم،برای جوش های مس ه ی صورتم،برای شب تا صب شریعتی خواندن هايم،برای استرس داشتن هايم،برای وبلاگ نویسی آن دوران،خواب های آن دوران،سختی های آن دوران ،دلم برای همه این ها تنگ شده است...دلم برای یک رفیق  تنگ شده است. دلم برای همه ی مریضی ها،غم ها،بدبختی ها ،سختی ها و مشکلات دنیا تنگ شده است...که همه ی این هارا داشته باشم . اما  هنوز ، تو را هم  داشته باشم....





یا غافر من استغفره

درخواست حذف اطلاعات

دلم برای یک رفیق تنگ شده است.برای دوران دبیرستان،برای دوستی های یک رنگ و عمیقمان،برای سال های کنکور،سال سخت،برای کتابخانه رفتن ها،برای قلم چی رفتن ها،مریض شدن هايم،گريه ها،میگرنم،برای ساعت دینی ،بحث های فلسفه مان،برای گوشه کلاس نشستن ها و به حرف معلم گوش ندادن ها،برای گريه های مشترکمان،برای ناهار مشترکی که هربار یکی مان می پختیم و میبردیم،برای جوش های مس ه ی صورتم،برای شب تا صب شریعتی خواندن هايم،برای استرس داشتن هايم،برای وبلاگ نویسی آن دوران،خواب های آن دوران،سختی های آن دوران ،دلم برای همه این ها تنگ شده است...دلم برای یک رفیق  تنگ شده است. دلم برای همه ی مریضی ها،غم ها،بدبختی ها ،سختی ها و مشکلات دنیا تنگ شده است...که همه ی این هارا داشته باشم . اما  هنوز ، تو را هم  داشته باشم....





رد پایت در خواب هایم...

درخواست حذف اطلاعات

بغلم کردی و گريه . این تمام اون چیزیه که تو خواب اتفاق میفته و من جادو میشم.جادو شدن شاید عبارت مناسبی نیست برای توضیحش ولی نمیتونم بهتر از این بیان کنم حالم رو.تمام روز مخصوصا اوایل روز مهم نیست که کجا هستم با یادآوری اش گريه م میگیره. بغلم میکنی و من انگار ک بعد قرن ها آغوشی پیدا کرده باشم برای گريه اشک میریزم.چرا گريه میکنم؟از دلتنگی؟یا از غصه هایی که برای ی جز خودم آشنا نیستند؟ راستش نمیدانم.همین حالا هم چشم هايم خیس شدند از یادآوری اش. ممنونم که سکوت میکنی و اجازه میدهی گريه کنم. ممنونم که آغوش صمیمانه ای داری و دوستم داری و دوستم داری .... باید از تو تشکر کنم؟یا از ناخودآگاهم؟ نمیدانم. اما دوست دارم از تو تشکر کنم(میفهمی اینکه دوست دارم از تو تشکر کنم یعنی چه؟یعنی دوست دارم که برای لحظه ای حس کنم هستی و کاری....یعنی مثل تمام ......هیچ.مهم نیست) دوستت دارم و میبوسمت....





گریه ی تو

درخواست حذف اطلاعات

صبرکُن ای رویا، با تو من می آیم با قدم های تو من،تا خودت هم پایم صبرکن نوبت عشق، نوبت عاشقی است صحبت عشق آمد، مست شد اعضایم باز مانند نسیم، سویت می بوسم یا همانند چمن، سر به پایت سایم قصه ساحل وموج،قصه ی دربدریست ماجرا این باشد! تشنه در دریایم راستی یادت هست،آن شب پاییزی برگ هايم می ریخت، پای تو رویایم راستی یادت هست، صبح زیبای بهار تو به یک خنده زدی،طعنه بر م راستی یادت هست،ظهر تابستان را سرد کردی بر من، سرد شد تب هايم راستی یادت هست،که زمستان وغروب پُر شد از گريه ی تو، صورت زیبایم قسمت #پروانه، باز شد شعله و شمع سوختن کار من است،عاشقی دنیایم #ناص روانیمنبع: http://ghazalparvani. /





تو همهء من را با او عوض کردی....

درخواست حذف اطلاعات

مگه تو نبودی که میگفتی  یه تار موی منو با دنیا عوض نمیکنی؟ یک تار مو که چه عرض کنم؟ تو دخترانه هايم را ... عاشقانه هايم... اشک هايم را..... دلتنگی هايم... بی .. ی هايم را... قدم های سستم.... کمر خم شده ام... دست های لرزانم.... تو... همه من را ... با دنیا که چه عرض کنم ... تو همه همه همه من را با او عوض کردی (متن از خودم)منبع: http://malovelytext. .. /





به همین سادگی...

درخواست حذف اطلاعات

  تنها که می شوم لبخندت می آید... صدایت... خاطره دست هایت بوسه هایت... و به یاد می آورم دوستی زیبای دو انسان را در روزگاری کمی دور، کمی نزدیک...   *** در تمام لحظه​هايم هستی گاهی پر لبخند گاهی .. ت گاهی پر خشم... گاهی عا... نه نمی خواهم مساله را پیچیده کنم همیشه دلبسته همین شایدها... همیشه دلبسته همین گاهی بودن ها و نبودن​های ساده​ ات بوده ام...   *** من دختری ساده ام گاهی کتاب می خوانم لباس هايم را اتو می زنم چای می نوشم... با پیرزن خسته همسایه                  خیابانی بلند را درد می​کشم. گاهی هم بی هوا دلم هوایت را می​کند در این تهران پاییزی خیس از گريه باران...      منبع: http://kajhayegerye. .. /





سکانس صدُ دهم - جواب ِ نامه ای که هیچ وقت نفرستادم ...

درخواست حذف اطلاعات

به خودم قول نه گريه !محکم باش رسیدم وسط ِ گندمزارچشم هايم گريهرسیدم آنجایی که رفته بودیبی محابا اشکو خواندمآنجایی که چیزی جز صورتمتوی چشمهجا گذاشتمدستم جلوی صورتمو مشت هايم پر  ...رفتم بیرون آبهمه حیران+ خودکشی کردی دختر جان ...و لبخند ِ غم نیاز آن دوست داشتنی هایش ...خندیدم شروع : تو که دانای کلی !کجاست ؟ خانه ای که در ِ ف ی دارد با حلقه ای قدیمی رویشحالا ؟  هق میزنمشنبه بود خب ؟هیچ وقت شنبهعطر ِ داوودیتنفرنه نمی شودمیدانست داوودی ها را کافه آکنده از عطرشانغم ن نگاههیچ وقت ح خوب نهلبخند خوب هستممنبع: http://zebra-fox. /





اف ای

درخواست حذف اطلاعات

من، چه صادقانه قلبم را لا به لای غصه هايم پنهان و هربار کودکانه به تو پیش کش ... با غصه هايم پل ساختم، تا شاید فاصله مان کوتاه تر از این بی نهایتِ منفی تا بی نهایتِ مثبت شود من غصه هايم را از ته دلم درآوردم تکه تکه رو هم گذاشتم و کمی بالا آمدم اما تو فقط ایستاده ای. تو غصه هایت را پایین نمیگذاری و من بی نهایتِ تو را میبینم. فکر نمیکنم غصه های تو وسیله ای برای رسیدنت باشد، ولی میدانم، هربار که تکه هاییش می افتد، قلبم زخم می شود. میدانی ی غصه ی را دوست ندارد. تو خو حرفم را خندیدی اما زشت شدی. هیچ وقت میان گريه ات نخند.منبع: http://mychords. /





مرثیه حضرت معصومه (سلام اله علیها)

درخواست حذف اطلاعات

در مجلس عزای شما گريه می کنم امشب فقط برای شما گريه می کنم عطر گلاب مرقدتان بر مشام خورد در گوشه ی سرای شما گريه می کنم چون اشک بین روضه به هر درد مرهم است با نیت شفای شما گريه می کنم با بال های بی رمق اشک دیده ام در مشرق هوای شما گريه می کنم من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست دنبال رد پای شما گريه می کنم خواندم چگونه پیر شدی در جوانی ات دارم ز غصه های شما گريه می کنم عمری برای هجر پدر گريه کرده ای امشب منم به جای شما گريه می کنم وحید قاسمیمنبع: http://hmd-prp. .. /





تدوین .. « چهل کچل » به نیمه رسید

درخواست حذف اطلاعات

  سومین ساخته بلند صادق صادق‌دقیقی با اتمام .. برداری در مهر ماه، اکنون در مرحله تدوین است تا در زمان باقی مانده برای سی و پنجمین جشنواره .. فجر آماده شود. تدوین این .. توسط حسن ایوبی در حال انجام است و همزمان جلوه های ویژه آن نیز انجام می شود. در خلاصه داستان این .. آمده است: در ایران، باران می بارد فراوان؛ گاهی باید سلام کرد به باران... تعدادی از عوامل .. سینمایی « چهل کچل » عبارتند از کارگردان: صادق صادق دقیقی، تهیه کننده: پروانه مرزبان، نویسندگان: عبدالجبار دلدار، پروانه مرزبان، طرح .. نامه: مائده عبدی، مدیر .. برداری: پیمان عباس زاده، صدابردار: .. سراج، طراح صحنه ولباس: .. عباس دهقانی، طراح گریم: بهنام نوروزی، جلوه های ویژه میدانی: حمید رسولیان، جلوه های ویژه کامپیوتری: فرید ناظرفصیحی، تدوین: حسن ایوبی، مدیرتولید: پرهام دلدار، مشاورتولید و دستیارتهیه: مهدی اکبری، بازیگران: پژمان بازغی