رسانه 24
رسانه 24

پریان



سنجش عملکرد

درخواست حذف اطلاعات



پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسدو شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»زن پاسخ داد: « ی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و ج جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عمل را می سنجیدم. من همان ی هستم که برای این خانم کار می کند.»





گاهی آنقدر مجذوب ظاهر می‌شویم که با چشمان بسته جام زهر را می‌نوشیم

درخواست حذف اطلاعات


ی ﺍﺯ ﺷﺎﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺮﺳﺪ:

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻪ ﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺒﺎ می‌کند؟

ﻔﺖ: ﺸﻤﺎﻧ ﺩﺭﺷﺖ.

ﺩﻭﻣ ﻔﺖ: ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ.

ﺩﺮ ﻔﺖ: ﻮﺳﺘ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﺪ. ﺩﺭ ﺍﻦ ﻫﻨﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻔﺶ ﺑﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﺯ ﻟﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﺎﺭ ﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺮ ﺳﻔﺎﻟ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ. ﺳﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺍﺯ ﻟﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺰ ﺭﺨﺖ. ﺭﻭ به ﺷﺎﺮﺩﺍﻥ ﺮﺩ ﻭ ﻔﺖ:

ﺩﺭ ﻟﻮﺍﻥ ﺭﻧﻦ ﻭ ﺯﺒﺎ ﺯﻫﺮ و آب ﺭﺨﺘﻢ، ﻭ ﺩﺭ ﻟﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟ ﺁﺑ ﻮﺍﺭﺍ.

ﺷﻤﺎ اگر تشنه باشید ﺪﺍﻣ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ می‌کنید؟ 

ﻫﻤ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻔﺘﻨﺪ ﻟﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎلی.

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻔﺖ: می‌بینید؟ زﻣﺎﻧ ﻪ ﺣﻘﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﻮﺍﻥ ﻫﺎ را ﺷﻨﺎﺧﺘﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﺘﺎﻥ ﺑ ﺍﻫﻤﺖ ﺷﺪ.


ﺣﻒ ﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩده نمی‌شود. 

گاهی آنقدر مجذوب ظاهر می‌شویم که با چشمان بسته جام زهر را می‌نوشیم...