رسانه 24
رسانه 24

حیات خلوت



دویست و هفتاد و سه

درخواست حذف اطلاعات


ما نیستیم میفهمیم ، فقط دیگه حوصله ی بحث نداریم ! یا مسائل در نظرمون انقد چیپ شده به نسبت بدبختی های بزرگتر که میگذریم ، زمان میدیم که فراموشمون بشه یا غمش ته نشین بشه . ولی نیستیم .



+ این دختری که توی "متولد 65" بود ، چقد چشماش خوشگل بود !

+ آقا من به سامبادی انریکه همواره ارادت خاص داشتم ، نمیدونم چرا ! یه وقتایی بعضی آهنگا انگار اینطورین که طرف یه حرفی واقعا برای گفتن داره ، از این حرفایی هم که احتمالا هیچوقت نمیزنه .





دویست و هفتاد و چهار

درخواست حذف اطلاعات


من همیشه در مورد ریچل کوری فکر میکنم . یعنی اینجوری بگم که ریچل کوری همیشه توی فکرمه .





دویست و هفتاد و دو

درخواست حذف اطلاعات


مثلا شده هم که یه دونه تسبیحات اربعه گفتم بعد حمد و سوره و بعدم رفتم تو قنوت ... انقد متمرکز !






دویست و شصت و نه

درخواست حذف اطلاعات


+ مث دلبستگی امنی

 مث لبخند آبادی


+ کتاب " درخت زیبای من" هم تمام شد . اولین کت که خوندم و با اشکام خیس شد . زه زه دلمو برد پیش بچه های کوت عبدالله . هر سطری رو که میخوندم دلم میخواست زه زه رو بغل می و اونقدر تنگ فشارش میدادم که قلب کوچیکش آروم بگیره . نمیذاشتم بیشتر از سنش درد بکشه . نمیذاشتم هیشکی به درخت پرتقال شیرینش دست بزنه . زه زه من قلبم برای تو میتپه ، از وقتی خودمو شناختم قلبم برای تو میتپیده . هر بار که از ته قلبم برای ظهور منجی دعا انگیزه م تو بودی و بچه های مثل تو زه زه که بیاد و روزی رو بیاره که تو و همه ی بچه های کره ی زمین با خیال راحت شیطونیاتونو ین و نذاره غمی بیشتر از سنتون نکشین و بغلتون کنه که غصه ای رو زودتر از سنتون نفهمین . زه زه وقتی تو داشتی از چیستی درد میگفتی من داشتم میمردم برات

"درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بی هوش شدن نبود. ب پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را درهم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آن که بتواند رازش را با ی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد"،

وقتی داشتی از محبت میگفتی میخواستم همه ی جانم رو بریزم به پات

"با چنان محبتی به من لبخند زد که تمام چیزهایی را که در دنیا کم داشتم جبران می کرد .""از وقتی که واقعا محبت را کشف کرده بودم، هر چه را که دوست داشتم غرق در محبت می "

و وقتی از فقر  میگفتی دوست داشتم دست و صورتت رو غرق بوسه کنم و برات هر چقدر میخوای تیله ب م

"در خانه ما فقر به اندازه ای بود که آدم خیلی زود یاد می گرفت چیزی را تلف نکند، هرچیزی پول می برد، گران بود.""مامان به من یاد داده که انسان باید همان چیز کمی را هم که دارد با فقیرتر از خودش قسمت کند ."


+ به موازات "درخت زیبای من" داشتم "وقتی نیچه گریست" رو میخوندم . و شاید کودکانه باشه ولی هر بار حس می چقدر با وجود زه زه و حرفهاش نیچه و برویر و فروید و همگی داشتن چرت میگفتن . که نیچه به نظرم برای رسیدن به سوالهاش باید شاگردی زه زه رو میکرد و چیستی و چراهاش رو از زه زه میپرسید . کاش در تمام جهان اولویت بندی علی (ع) جاری بود . کاش حضرت نوازش هنوز بود .





دویست و هفتاد

درخواست حذف اطلاعات


+ تعجب میکنم از این خانمای سلبریتی که ع از باردای و نوزاد تازه به دنیا اومده شون رو شِر میکنن و اصلا باکیشون نیست که این بچه ی خیلی کوچولوی ظریف چشم بخوره . و تعجبم از مردم هست که زیر ع این نوزادها و مادرها با لحن بی ادبانه و ناسزا بچه یا مادر رو به باد تمس میگیرن . خب واقعا چه طور دلشون میاد دل یه زن رو که توی اون وضعیت دل نازک ترین آدم روی زمینه رو بش ن !؟

+ دلم میخواد بعضی وقتها پستهای دخترونه بنویسم و یه گروهی دختر وبلاگ نویس دورم باشن اظهار نظر کنن . ولی خب نه این کار رو میکنم نه وبلاگ پر طرفداری دارم :دی


+ آدم توی زمستون دلش برای است تنگ میشه ها ! دلم میخواد یه گوشی سونی ب م و عکاسی زیر آب رو استارت بزنم . متاسفانه نه گوشی ای رو قبول دارم نه دلم میاد پول بدم برای گوشی ! یه بار تیلور سوییفت یه بیکینی قرمز با خال خالیای سفید پوشیده بود ، دلم از اونا میخواد . یه بار دیگم یه راه راه سفید مشکی پوشیده بودم ، دلم اونو هم میخواد . چرا اینا تو بازار ما نیست آخه !؟



+ گرمی امسال کلا به تیکه انداختن به اقدامات نژادپرستانه ی ترامپ گذشت ، اما استون هم سخنرانی جایزه ی بفتاش در همین مورد بود ، بعد دارم فکر میکنم نکنه فقط خواص و ما بایکوت شده هاییم که ازش ناراضی ایم و مردم کف طرفدارش هستن ؟


+ آهنگ کیتی پری توی گرمی هم باحال بود ولی من طبق معمول حال ندارم آپلود کنم. chained to the rhythm

من توی کل گرمی ده درصدم هنر نمیبینم . بعد وقتی کیهان کلهر جایزه شو میبره چقد مردم جوگیر میشن . خود کیهان کلهر به تنهایی شونصد تا گرمی رو میذاره جیبش . یه مشت دلقک سایکوئن همگی ! البته به جز خانم ادل .





دویست و هفتاد و یک

درخواست حذف اطلاعات

من معنی نگاه ها و کنایه ها و ژست ها و پوزخند و ریشخند رو نمیفهمم . همونقدر که خودم واقعا هیچکودوم رو بلد نیستم بنابراین متنفرم که ی که من رو میشناسه بخواد از این راه ها حرفش رو بزنه . بیاید هیچوقت کرکره ی گفتگو و حرف مستقیم رو نیاریم پایین . از این خوشت میاد ؟ از اون بدت میاد ؟ حرف بزن . خب عزیزم منم دوست دارم ولی دلیل نمیشه تا تو نگفتی باهات متفاوت رفتار کنم .





دویست و شصت و هشت

درخواست حذف اطلاعات


+ چه نسبتی باهاش داری؟

_ گل وسط هندونه مه !





دویست و شصت و نه

درخواست حذف اطلاعات


+ مث دلبستگی امنی

 مث لبخند آبادی


+ کتاب " درخت زیبای من" هم تمام شد . اولین کت که خوندم و با اشکام خیس شد . زه زه دلمو برد پیش بچه های کوت عبدالله . هر سطری رو که میخوندم دلم میخواست زه زه رو بغل می و اونقدر تنگ فشارش میدادم که قلب کوچیکش آروم بگیره . نمیذاشتم بیشتر از سنش درد بکشه . نمیذاشتم هیشکی به درخت پرتقال شیرینش دست بزنه . زه زه من قلبم برای تو میتپه ، از وقتی خودمو شناختم قلبم برای تو میتپیده . هر بار که از ته قلبم برای ظهور منجی دعا انگیزه م تو بودی و بچه های مثل تو زه زه که بیاد و روزی رو بیاره که تو و همه ی بچه های کره ی زمین با خیال راحت شیطونیاتونو ین و نذاره غمی بیشتر از سنتون نکشین و بغلتون کنه که غصه ای رو زودتر از سنتون نفهمین . زه زه وقتی تو داشتی از چیستی درد میگفتی من داشتم میمردم برات

"درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بی هوش شدن نبود. ب پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را درهم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آن که بتواند رازش را با ی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد"،

وقتی داشتی از محبت میگفتی میخواستم همه ی جانم رو بریزم به پات

"با چنان محبتی به من لبخند زد که تمام چیزهایی را که در دنیا کم داشتم جبران می کرد .""از وقتی که واقعا محبت را کشف کرده بودم، هر چه را که دوست داشتم غرق در محبت می "

و وقتی از فقر  میگفتی دوست داشتم دست و صورتت رو غرق بوسه کنم و برات هر چقدر میخوای تیله ب م

"در خانه ما فقر به اندازه ای بود که آدم خیلی زود یاد می گرفت چیزی را تلف نکند، هرچیزی پول می برد، گران بود.""مامان به من یاد داده که انسان باید همان چیز کمی را هم که دارد با فقیرتر از خودش قسمت کند ."






دویست و شصت و هفت

درخواست حذف اطلاعات


تو "نزدیکتر" ، وقتی صابر ابر میخواد مهتاب رو به مامانش معرفی کنه میگه :"مامان ، مهتاب حرف نداره"

:)


راستش خسته م . خیلی خسته م . از این خستگیا که تموم بدن درد میکنه . از این سردردا دارم که آدم خوابش نمیبره . کاش یه نفر بود یه ماسک خنک درست میکرد میذاشت رو صورتم . و دلم بغل میخواد و دلم بغل میخواد و دلم بغل میخواد و دلم بغلم میخواد و دلم بغل و دلم و دلم و ...





دویست و شصت و پنج

درخواست حذف اطلاعات


ایمان دارم که دختران شاد ، زیباترین دختران و جذابترین آنها هستند .



#سخنِ تجربه



+ قشنگه برام استایلش :






دویست و شصت و شش

درخواست حذف اطلاعات


ٌصحبتهای خانوم ثریا قاسمی در مورد جشنواره فجر :

"بهتر است به جای همه این تشریفات و برو و بیاهای تجملاتی که این همه آدم شش ماه یا ی ال از وقت شان را برای ده روز صرف می‌کنند که آدم‌ها بیایند ببینند و بعد هم به چهار نفر سیمرغ بدهند، فکری برای ساماندهی وضعیت نا به‌ سامان هنرمندان بیکار و بیمار ند.به جای این کارها بیایند چاره‌ای برای حال افرادی که عمرشان را برای صنعت سینما تلف د بین ند."

نمیدونم چرا یک کشور جهان سوم که ادعای مسلمانیش گوش دنیا رو کر میکنه عملکردش باید این گونه باشه . اگر شما مسلمانید که خدا گفته حتی حج رو زمانی میتونی بری که هفت خونه این ورت و هفت خونه اون ورت نیازمند نباشند که اگر باشند تو باید به اونها کمک کنی وگرنه حج تو مقبول نیست . اگر هم مسلمان نیستید که حتما داعیه ی هنر دارید و های سیاه رو برای نشون دادن "وضع جامعه" به دوردست ترین نقاط کره ی زمین میبرید و با افتخاااار هم میبرید ، پس این فرش قرمز امپریالیستی و این فشن شوی بیهوده ی زائد دور از مردم و بیگانه از "وضع جامعه" چیه !؟ شمایی که بعد از مراسم سوار ماشین های آ ین مدلتون میشید و میرید خونه تون در بالا شهر و حتی به لحاظ جغرافیایی هم از مردمتون جدا میشید . حج واجب شما مدعیان هنر جای دیگه ست . شما که توی تقلید از مد غرب چیزی کم نمیذارید شما فرررررق میکنید ، اولویت توی هنرمند ایرانی که کشور جهان سوم محسوب میشه با ی که توی هالیووده فرق میکنه .


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس فغانم

با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی





دویست و شصت و چهار

درخواست حذف اطلاعات


خیلی وقتا توی متن آهنگهای خارجی شنیدیم که "you feel like home"  یا " whenever i'm alone with you you make me feel like i am home " again و ...

هیچی ، فقط جالبه که "خوونه" ، "مکان" نیست ، " حس"ـه  یا حتی یک "شخص"  ... از قشنگیای ادبیات انگلیسی !


منم میگم اگه آدمی مث "خوونه" خوبه ، بغلش "وطنه" لابد .






دویست و شصت و پنج

درخواست حذف اطلاعات


ایمان دارم که دختران شاد ، زیباترین دختران و جذابترین آنها هستند .



#سخنِ تجربه





دویست و شصت و یک

درخواست حذف اطلاعات


یه یک هفته ایه شلوغ پلوغم . نه درست حس کتاب خوندم نه درست حس به یکی دو تصمیمی که باید بگیرم فکر . باید برم یه دوش درست درمون بگیرم بعد بشینم با مغز باز به این یکی دو تا تصمیم فکر کنم . دوستم ، همون دوستم که بهترین دختر کره ی خاکیه بهم گفت تلگرام نصب کن رو لپ تاپت هر از چندی گپ بزنیم. فقط و فقط به خاطر اون اینکارو و الان مث سگ پشیمونم و اصن عین خوره افتاده تو مغزم . از شلوغی و هرج و مرج بدم میاد . از اپلیکیشنایی که هر آن ممکنه یکی یه چیزی بهت بگه بدم میاد . از خونه ای که پر چیزای تزیینیه بدم میاد .کلا از کانسپت عروسیای الان بدم میاد . از رفت و آمد با آدمای زیاد انرژی بگیر و زیاد حاشیه درست کن و زیاد حرف بیار بدم میاد . دلم میخواد همه چی توی خلوتترین و بی چیز ترین ح ممکن باشه . بهم بگید بشین یه کم فکر کن و کتاب بخون . باید امشب بیدار بمونم تصمیمامو مکتوب کنم . آره نیازه بیدار بمونم.




+آقا شما هم باباتون از میاد بیرون براش کل میکشین ؟! (البته با وجود همه ی اختلافات و دلخوری ها و ... )

یا فقط من انقد لوسم ؟

+ کاش میتونستم ی ازم تعریف میکنه بگم ممنون یا نظر لطفته یا فلان . نگم نه بابااااااا و بعدم تلاش مصرانه نکنم برای اینکه به طرف ثابت کنم داره اشتباه میکنه . در حقیقت که متنففففرم ی ازم تعریف کنه .





دویست و شصت و دو

درخواست حذف اطلاعات


 کاری که این تکنولوژی ها کرده اینه که دانش رو وسیع میکنن ولی عمق نمیدن . دانش مهمه ولی بدون بینش به درد نمیخوره .اصلا به درد نمیخوره .یعنی در واقع بینش یه پله جلو تر از دانشه به نظرم . یعنی اول به بینشی باید رسید و بعد دانش رو وسعت داد . انتقادی که من از دهه هفتادی ها دارم هم همینه . دانش وسیع دارن و فکرم میکنن شاخ غول ش تن در صورتی در بینش نزدیک به صفر هستن . هستیم در واقع .




+ یه سوالی دارم . نسبی بودن خوبه یا بده ؟! حد و حدودی داره ؟ موضوعاتی که نباید موضع در برابرشون نسبی باشه کودوم ها هستن ؟!

هم اینوری هم اونوری بودن ، هم این آدمو دوست داشتن هم اون آدم رو . نسبی بودن جلوی انقل بودن رو میگیره . آدم ایدئولوژیک نمیشه به نظرم . آدم باید ایدئولوژیک باشه ؟




دویست و شصت و سه

درخواست حذف اطلاعات


هر وقت دیدین علیرضا بدیع شعر گقته و حجت اشرف زاده خونده ، بدونین که قراره هزار پلاسکو تو دلتون آتیش بگیره و رو سرتون آوار شه .


و عشق آمد و با شوق انتخابم کرد
مرا که شهر کر و کور ها جوابم کرد
....

و عشق آمد و دستور داد: حاضر شو!
در این کویر نمان چشمه ای مسافر شو!

....




دویست و شصت و چهار

درخواست حذف اطلاعات


خیلی وقتا توی متن آهنگهای خارجی شنیدیم که "you feel like home"  یا " whenever i'm alone with you you make me feel like i am home " again و ...

هیچی ، فقط جالبه که "خوونه" از "مکان"  به " حس" تبدیل میشه یا حتی یک "شخص"  ... از قشنگیای ادبیات انگلیسی !


منم میگم اگه آدمی مث "خوونه" خوبه ، بغلش دیگه "وطنه" لابد .






دویست و شصت

درخواست حذف اطلاعات


حالا دیگه هر کی اپلای کنه ریجکت شه میگه به خاطر گندکاریای ترامپه .


وگرنه که تو تموم صلاحیتای ام آی تی و هارواردو داری ...




+ بذاریم ترامپ اول حرکت بزنه ، حمله کنه یا هر غلط دیگه بعد شروع کنیم به مرثیه سرایی و تخم ناامیدی و ترس پراکندن . عزاداری برای اتفاقی که نیفتاده یه وقت انگیزه ی چهار نفر مخاطبمون رو هدف نگیره ! اونم توی این اوضاعی که با خیاری که نمک میپاشی بهش (نماد امید به زندگی:دی) میشینی پای اخبار جهان ، نیهلیست پا میشی .





دویست و شصت و یک

درخواست حذف اطلاعات


یه یک هفته ایه شلوغ پلوغم . نه درست حس کتاب خوندم نه درست حس به یکی دو تصمیمی که باید بگیرم فکر . باید برم یه دوش درست درمون بگیرم بعد بشینم با مغز باز به این یکی دو تا تصمیم فکر کنم . دوستم ، همون دوستم که بهترین دختر کره ی خاکیه بهم گفت تلگرام نصب کن رو لپ تاپت هر از چندی گپ بزنیم. فقط و فقط به خاطر اون اینکارو و الان مث سگ پشیمونم و اصن عین خوره افتاده تو مغزم . از شلوغی و هرج و مرج بدم میاد . از اپلیکیشنایی که هر آن ممکنه یکی یه چیزی بهت بگه بدم میاد . از خونه ای که پر چیزای تزیینیه بدم میاد .کلا از کانسپت عروسیای الان بدم میاد . از رفت و آمد با آدمای زیاد انرژی بگیر و زیاد حاشیه درست کن و زیاد حرف بیار بدم میاد . دلم میخواد همه چی توی خلوتترین و بی چیز ترین ح ممکن باشه . بهم بگید بشین یه کم فکر کن و کتاب بخون . باید امشب بیدار بمونم تصمیمامو مکتوب کنم . آره نیازه بیدار بمونم.




+آقا شما هم باباتون از میاد بیرون براش کل میکشین ؟!

یا فقط من انقد لوسم ؟

+ کاش میتونستم ی ازم تعریف میکنه بگم ممنون یا نظر لطفته یا فلان . نگم نه بابااااااا و بعدم تلاش مصرانه نکنم برای اینکه به طرف ثابت کنم داره اشتباه میکنه . در حقیقت که متنففففرم ی ازم تعریف کنه .





دویست و پنجاه و هفت

درخواست حذف اطلاعات


شما هم این روزا با آهنگهای دهه فجری تلویزیون پرت میشید به زمستونای دبستان و راهنمایی و تمرین سرودها و معلم پرورشیا و شیطونیای بی حدددد با هم کلاسیا ؟! من که هنوز که هنوزه حفظم همه شونو و میدونم کجا رو زیر باید بخونم کجا رو بم حتی ! :دی



+ خاطرات دبستان بوی پوست نارنگی میده .