رسانه 24
رسانه 24

از شرح قصّه تو بیان آب میشود...



ما پایِ خود به دستِ تو ای دوست، بسته‌ایم...

درخواست حذف اطلاعات



به سگ کهف نگفتند بمان... اما ماند،

گرچه تحویل نگیرند؛ مگر باید رفت؟!





عشق او واقعه ای نیست که آ گردد...

درخواست حذف اطلاعات



زُهد و تقوا را تو ای زاهد، شفیعِ خویش ساز

من ی دارم که در م به فریادم رسد...





من جز تو ندارم، پنهان و آشکارا...

درخواست حذف اطلاعات



گَـرَم بیایی و پرسی چه بُردی اندر خاک ؟

ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را...





ای فرشچیان! فکر حسن (ع) باش که زود است...

درخواست حذف اطلاعات



رواق و حجره و صحن و مناره میسازیم

ضریح و گنبدتان را دوبـاره میسازیم...





فرخ صباح آنکه تو بر وی نظر کنی...

درخواست حذف اطلاعات



ای آفتاب روشن و ای سایه همای

ما را نگاهی از تو تمامست اگر کنی





سر در هوایِ مهرِ تو رفت و هنوز هم...

درخواست حذف اطلاعات



ما را مگو حکایت شادی؛ که تا به  

ماییم و ای که در آن ماجرای توست  





نوکران با اُمید میمیرند...

درخواست حذف اطلاعات



من خاکم و زِ خاکِ دَرَت کیمیا شوم

 ف م همین بوَد که در اینجا فنا شوم


بنشسته ام میانِ غلامان به این امید

شاید به پاسبانی صحنت سوا شوم





با یادِ تو ز کفر و گنه عاریم هنوز...

درخواست حذف اطلاعات



من را جدا زِ کارگرانِ درت مکن

آقا قسم به جانِ شما کاریم هنـوز


باشد سؤالِ من از تو ای مهجبینِ من

آیا مرا تو در نظرت داریَم هنـوز؟





ای کرده غمت غارت هوش دل ما...

درخواست حذف اطلاعات



شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست

غم تو می برد از دل همه ی غم ها را





همه را داد، ولی کرب و بلا مانده هنوز...

درخواست حذف اطلاعات



گدای کوی توام عید فطر نزدیک است

به جای فطریه یک کربلا به من بده آقا...





ما درد نگفتیم و مداوا شده رفتیم...

درخواست حذف اطلاعات



تا سفره ی افطار شما هست، گدا هست

آقا که حسـین است، برای همه جا هست


تا خانه ببر سائل خود را، که بگویی

هروقت گرفتار شدی، خانه ی ما هست





از روزگار خیر ندیدم بدون تو...

درخواست حذف اطلاعات



یاغی نی ام، ترحمی ای پادشاه حُسن

گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را





می بده ساقی به قدر آنکه چشمی تر شود...

درخواست حذف اطلاعات



ارباب من، حسـین

گدای سابقه دارم مرا مران که بود

کَرَم سجیّه ی تو، ماس؛ عادتِ من


هزار مرتبه ام گر برانی از درِ خویش

هماره بر تو فزون تر شود ارادتِ من...





ما درد نگفتیم و مداوا شده رفتیم...

درخواست حذف اطلاعات



تا سفره ی افطار شما هست، گدا هست

آقا که حسـین است، برای همه جا هست





دخیلِ نام علی شیرخوار کرب و بلا...

درخواست حذف اطلاعات



شش سحرگاه به پایان ضیافت مانده

حقِّ شش ماهه ی ارباب، الهی العفو...





گریز نیست که دل زین مقام برگیرم...

درخواست حذف اطلاعات



ستاده‌ام به غلامی گَرَم قبول کنی

و گر نخواهی؛ کفشِ غلام برگیرم





به دردهایِ به حیدر نگفته ی زهرا...

درخواست حذف اطلاعات



دورِ سرِ مـادرت بگردان چیزی 

آن را صدقه به ما بده، مهدی جان... 





اگر مرا ن ی ورش ت خواهم شد...

درخواست حذف اطلاعات



منم آن که نمک خورد و نمکدان بش ت

نه که یک مرتبه، بسـیار الهی العفو...





به سجده ای دل محراب را گلستان کرد...

درخواست حذف اطلاعات



ساقیا در سجده هم جام شهادت می‌زنی
اولین مستی که می‌خوانی تشهد در سجود





می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود...

درخواست حذف اطلاعات



باید گلاب ریخت پس از دفن روی قبر

امشب گلاب قبر علی (ع) اشک مجتبی (ع) است