رسانه 24
رسانه 24

از شرح قصّه تو بیان آب میشود...



چون دردِ عاشقی به جهان هیچ درد نیست...

درخواست حذف اطلاعات



افسرده ایم و خسته دل از هرچه هست و نیست

شاید به بوی زلف تو خود را دوا کنیم





فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت...

درخواست حذف اطلاعات



لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای

که پس از دوریِ بسیار به یاری برسد...





بخوان! بـهانه ی خـلقت...

درخواست حذف اطلاعات



بخوان به نـام خـدایـت کـه آفـریده تـو را

بخوان! بـهانه ی خـلقت خدا یده تو را
 

بخوان امین ِِخدا، این فرشته ی وحی است

قسم به روح امین، تـا کـمر خمیده تو را!
 




ما سائلیم، سائلِ آقای کاظمین...

درخواست حذف اطلاعات



رو زدن خوب است وقتی دستِ رد در کار نیست

مرگ بر هر عاشقی که عاشقِ اصرار نیست


خوابِ خوش حرامش می شود تا به ابد

هر ی پشتِ درت تا به سحر بیدار نیست


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب .. 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



اعجازِ خلقت است و برابر نداشته است...

درخواست حذف اطلاعات



طوری زِ چارچوب، درِ قلعه کنده است

انگار قلعه هیـچ زمان در نداشته است





ای ملجأ همیشگی بی پناه ها...

درخواست حذف اطلاعات



ناامیدم نکنید از کرمش فرض کنید

باز بدکاره ای امشب شده مهمان کریم





همیشه درد، حسین است و یام، حسین...

درخواست حذف اطلاعات



حسـین جان

من و یک لحظه ج ز تو آن گاه حیات؟!

این قدر صبر به عاشق نس است ی





نظر نما به دلی که اسیر طوفان است...

درخواست حذف اطلاعات



با لطف تو به منّت باران نیاز نیست

دست طلب به روی کریمان دراز نیست


در بند زلف تو دل من می شود اسیر

آنرا که عاشق است به زندان نیاز نیست





همیشه درد، حسین است و یام، حسین...

درخواست حذف اطلاعات



حسـین جان

من و یک لحظه ج ز تو آن گاه حیات؟

این قدر صبر به عاشق نس است ی





درمان درد من نبود غیر درد دوست...

درخواست حذف اطلاعات



جان بر کف و اشاره ی جانانم آرزوست

جانان هرآنچه می طلبد، آنم آرزوست


صدبار اگر نثار رهش جان و سر کنم 

تا باز جان دهم به رهش، جانم آرزوست





همین است و همین است و جز این نیست...

درخواست حذف اطلاعات



شکوه فاتح خیبر به زور بازو نیست

ش ته شد درِ قلعه به احترام علـی





ش ته باد دلم، گر دل از تو بردارم...

درخواست حذف اطلاعات



ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصلِ خود دوایی کن دل دیوانه ی ما را...





امشب تمام گرمی بازار زینب است...

درخواست حذف اطلاعات



از میان تربتش بویِ حسـین آید برون

کهنه پیراهن گمانم در مزارِ زینب است





ما را به جز تو در همه عالم عزیز نیست...

درخواست حذف اطلاعات



گاهی مرا نگاه کنی رد شوی بس است

آنان که بی اند به یک در زدن خوش اند





هر ی یک دلبرِ جانانه دارد، من تو را...

درخواست حذف اطلاعات



زین دردِ جان ستان که است عاجزش

صائب مگر به شاهِ نجف جاء برد...





بگذار خاکِ پایِ تو باشم ابوتراب...

درخواست حذف اطلاعات



روز میلاد شما، بوسـه زنم بر دسـتِ...

...«پدری» را که به من نوکریت را آموخت





غیر از غلامیت به چه نازم غزلترین؟!

درخواست حذف اطلاعات



زینب (س)! 

غمت غم است و قلم از غمت غمین

غمگین ترین غزل زِ غمت می خورد زمین





از کعبه جز علی احدی در نیامده...

درخواست حذف اطلاعات



گرچه نبی نبود، وصیِّ نبی که بود

مسندنشینِ بی بدلِ این اریکه بود


مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود

باید خدا شوی که بفهمی «علی» که بود





نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد...

درخواست حذف اطلاعات



شیرش حلال آنکه مرا خاکِ پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد


هرآنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم، بلکه کرم را گداش کرد





شنیده ام که گدا موج می زند به درت...

درخواست حذف اطلاعات



تو خود مراد منی، پس چه حاجت است به باب

به جز به سویِ تـو این ناله ها بلند مباد...